تجليل از سالروز استرداد استقلال افغانستان در سفارت امريکا در فنلند   

بمناسبت هشتادو نهمين سالروزاسترداد استقلال افغانستان مراسم مهمي در سفارت ايالات متحده امريکا در هلسينکي پايتخت فنلند برگزار شد. اين محفل که از سوی سفارت امريکا با هماهنگي سفارت افغانستان در اسلو (ناروی) سازماندهي شده بود به تاريخ 28 اسد 1387 برابر با 19 آگست 2008، از ساعت پنج بعد از ظهر تا شش ونيم عصر تجليل گرديد.

 

در اين مراسم حدود چهل نفر از شخصيتهای سياسي خارجي وفنلندی و همچنين عده ای قليلي از افغانهای مقيم فنلند حضور داشتند. سفير انگلستان، سفير کانادا، سفير پولند، سفير هلند و عده ای زيادی از ديپلماتهای خارجي ديگر وهمچنين چندين کارمند عاليرتبه ای وزارت خارجه فنلند از جمله رئيس بخش آسيا و آقيانويسه فنلند آقای يوهان اسچالين و معاون ايشان آقای راولي سوي کنين و همچنين رئيس اسبق حزب سوسيال دموکرات فنلند و سابق وزير امور ماليه که در حال حاضر نماينده ای پارلمان فنلند مي باشد، آقای ايرو هينه لوما در ميان شرکت کنندگان بودند.

 

مهمانان ويژه ای اين مراسم آقای دانا روه راباوچر عضو مهم کنگره ای امريکا و آقای جاويد لودين سفير کبير افغانستان در کشورهای اسکانديناوی و فنلند بودند.

 

 

مراسم با سخنان چند توسط سفير ايالات متحده امريکا خانم بارباره باريت آغاز شد. سپس محترم جاويد لودين سفير افغانستان سخنراني نمودند. آقای لودين از سفارت امريکا و مهمانان اين محفل بخاطر تجليل و يادبود از سالروز استرداد استقلال افغانستان تشکر نمود و بطور فشرده در رابطه با استقلال افغانستان و شخص امان الله خان بعنوان اولين شاه افغانستان بعد ازاستقلال و اهداف ترقي خواهانه و مدرن ايشان صحبت نمودند. در اخير آقای لودين از کمکهای جامعه جهاني و مخصوصا مساعدتهای ايالات متحده امريکا و توجه خاص جناب دانا روهراباوچر عضو کنگره امريکا به افغانستان اظهار قدرداني نمود. آقای لودين روه راباوچر را بهترين دوست افغانستان خواند.

 

 

بعد از سخنراني آقای لودين دانا روه راباوچر سخنراني نمود. ايشان که قبلا جرناليست و همچنين مشاور رئيس جمهور ريگان در امور افغانستان بود از دوره ای جنگ سرد و نقش مجاهدين افغاني در پيروزی غرب و از چشم ديدها و خاطرات خودش از افغانستان در اين دوره ياد آور شد و اظهار داشت که بعد از پايان جنگ سرد متاسفانه ما افغانستان را فراموش کرديم، اما حالا نمي گذاريم که اين اشتباه تکرار شود. ايشان که با گلوی بغض گرفته و چشمان تر، با کمي مکس سخنانش را ادامه مي داد، تاکيد کرد که تا وقتي من در کنگره باشم، نهايت تلاشهای خود را برای کمک به افغانستان انجام مي دهم. افغانستان بايد نسبت به ديگر جاها حق تقدم را داشته باشد، اول افغانستان و بعد جاهای ديگر.

 

سخنان جذاب و اميد وار کننده ای اين عضو مهم کنگره امريکا توجه تمام حضار محفل را بخود جلب کرده بود و با پايان يافتن سخنانش، همگي به مدت طولاني برايش کف زندند.

 

در پايان اين مراسم، صدای موسيقي افغاني به صدا در آمد. هنر مند جوان و خوش صدای افغاني مقيم هلسينکي، کنيشکا عمر يک پارچه آهنگ را بطور زيبا اجرا کرد و مراسم با سخنان سفير امريکا و دعوت ايشان از مهمانان برای صرف غذا که به سبک افغاني تهيه و تنظيم شده بود پايان يافت.

 

در اخير، حدود چهل دقيقه مهمانان با صرف غذا و تبادل نظر و آشنايي بين هم پرداخته و مراسم به آرامي خاتمه يافت.

 

 

سفير افغانستان

آنچه که من مشاهده نمودم، برخورد سفير افغانستان با افغانهای شرکت کننده در اين مراسم  بسيار صميمانه و دوستانه بود. ايشان را علاقمند به داشتن روابط با فرهنگيان و اهل قلم افغاني يافتم. چيزيکه ممکن است اغلب ديپلماتهای افغاني کمتر به آن توجه کنند. اميد وارم که تمام سفيران وکارمندان سفارتخانه های افغانستان چنين باشند و با مردم کشور شان ارتباط داشته و خود را جدا از جامعه و توده های اجتماع کشور خويش ندانند!

 

 

مهمانان افغاني اين مراسم

در اخير بايد اين نکته را اضافه کنم که متاسفانه تعداد کمي از افغانهای مقيم فنلند به اين مراسم دعوت شده بودند. البته ممکن است به خاطر ملاحظات امنيتي امکان شرکت رقم زيادی از افغانها به اين مراسم نبوده است؛ اما احتمال شرکت حدود 20 تا 30 نفر افغاني وجود داشت. نکته ای مثبت وقابل قدر آن، اشتراک چند تن از خانمهای افغاني بود. 

برجسته ترين و مهمترين ضعف اين ليست مهمانان افغاني اين بود که اغلب شخصيتهای علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي افغانها در فنلند دعوت نشده بودند. شايسته بود که در تهيه اين ليست دقت بيشتر مي شد. گرچه دعوت از سوی سفارت امريکا شده بود، اما ليست مهمانان افغاني از سوی خود افغانها ترتيب شده بود. اميد است که افغانهای عزيز ما در آينده با دقت بيشترعمل کنند!

 

 

تجليل جشن استقلال از سوی افغانها

ضمنا بايد علاوه کرد که سالروز استرداد استقلال افغانستان در چندين شهر فنلند از سوی انجمنهای افغاني برگزار ميگردد.

تنها در هلسينکي دو جشن گرفته شده است. يکي به تاريخ 16 آگست توسط انجمن افغانها در هلسينکي و جشن ديگر به تاريخ 23 آگست توسط انجمن ديگر افغاني. همچنين در شهرهای تورکو وتامپره و يواسکوله اين مراسمات توسط انجمنهای افغاني در آن شهرها بصورت با شکوه تجليل مي شود.

 

 

29 اسد 1387 برابر با 20 آگست 2008

حامد شفايي

Report by Hamed Shafae

 

 


CELEBRATION OF INDEPENDENCE DAY OF AFGHANISTAN IN THE EMBASSY OF THE UNITED STATES OF AMERICA IN HELSINKI 19 OF AUGUST 2008


  

 

اسامي اشخاصي که در اين گزارش از آنها نامبرده شده اند به حروف لاتين عبارتند از:

 
The names which I mentioned in this report

 
 

1. Ambassador of the United States of America Mrs. Barbara Barrett

    2The Congressman Mr. Dana Rohrabacher

 

 3Ambassador of Afghanistan Mr. Jawed Ludin

 

 4Director of Asia and Oceania in Minister of Foreign Affairs of Finland, Mr. Johan Schalin

 

 5Deputy Director of Asia and Oceania in Minister of Foreign Affairs of Finland, Mr. Rauli Suikkanen.

 

 6Ambassador of Canada Mr. Scott Fraser

 

  7Former chairman of Social Democratic Party, Former Financial Minister and currently member of Finnish Parliament Mr. Eero Heinäluoma

 

 

آغاز مسابقات المپيک 2008 و جايگاه ورزشي افغانستان

بقلم: حامد شفايي

ماخذ: وبسايت نهضت مدني افغانستان "نما"

 

بنابر بر گزارشات ورزشي چند تن از ورزشکاران افغانستان در رشته های دو و ميداني و ورزش تکواندو وارد پکن پايتخت کشور چين شدند تا در مسابقات المپيک 2008 شرکت نمايند. در بين اين ورزشکاران نصير احمد بهاوی تکواندو کار موفق افغانستان که در مسابقات بين المللي تکواندو موفق شد مدال نقره را ازان خود نمايد، نيز حضور دارد.

 

 افغانستان تاکنون مدال المپيکي ندارد و با اينکه يکي از قديمي ترين اعضای کميته بين المللي المپيک است وبارها در مسابقات المپيک شرکت نموده است، اما تا هنوز مدالي را از مسابقات المپيکي بدست نياورده است. با توجه به تلاشها، رشادتها و دلاور مرديهای فرزندان اين ميهن قهرمان و با توجه به اينکه افغانستان از جمله کشورهای بسيار قديمي عضو کميته بين المللي المپيک است، انتظار مي رفت که جايگاه ورزشي کشور ما بهتر از وضع موجود باشد؛ اما حقايق تلخ بيانگر آن اند که کشور ما از روند پيشرفت طبيعي خود بدلايل مختلفي مانند جهل، فقر، جنگ، عدم توجه و دلسوزی دولتهای آن، باز مانده و کشتي آن در ساحل دريای پرآب از حرکت باز مانده است. ورزش نيز مانند علوم و فنون در افغانستان پيشرفتي نداشته است. دلايل عدم موفقيتهای ورزشي افغانستان بطور دقيق معلوم نيست و نيازمند آن است که در اين زمينه در سطح علمي تحقيق گردد و برای پيشرفت در آينده بکار گرفته شود.

 

در سالهای اخير تحرکات خوبي در امور ورزشي ايجاد شده است. پس از سقوط رژيم طالبان ورزش در افغانستان به سرعت در حال رشد است. جوانان زيادی به ورزشهای مختلف رو آورده اند. با وجود مشکلات چون نا امني، بي کاری، فقر، کمبود امکانات و نا بسامانيهای مختلف، اما توجه و استقبال مردم از ورزش بسيار خوب بوده است. حتي اين استقبال را مي شود در تاريخ افغانستان بي سابقه خواند. تلاشهای مسئولين ورزشي افغانستان، بازگشت مهاجرين افغاني به وطن، توسعه ای ارتباطات، مخصوصا فعال شدن انترنت و تلويزيون و ديگر رسانه ها و همچنين حضور جامعه ای جهاني در افغانستان تاثير زياد بر رشد سريع ورزش در افغانستان داشته اند. مسئولين ورزشي افغانستان شکايت از کمبود بودجه و امکانات دارند. اميد است دولت بودجه ای ورزشي افغانستان را افزايش دهد و از طريق ورزش با مواد مخدر، تبعيضات نژادی، فسادهای اخلاقي و بزهکاريهای اجتماعي مبارزه شود و مصروفيتهای سالم برای جوانان کشور ما مهيا گردد!  

 

 

استعدادها و تازه های ورزشي

 

بعضي ورزشها مانند کشتي (پهلواني)، بزکشي، جودو، تکواندو، بوکس، فوتبال، واليبال، توپ دنده و...، قبل از شروع جنگ در افغانستان وجود داشتند. بعضي ازين ورزشهای مانند کشتي و بزکشي و حتي توپ دنده ورزشهای سنتي و ملي محسوب مي شوند؛ اما در سالهای اخير ورزشهای متنوعي جديدی وارد افغانستان شده و جامعه ای ورزشي کشور ما را غني ساخته اند. بعنوان مثال ورزش ووشو که نسبتا يک ورزش تازه در افغانستان است، در سالهای اخير وارد افغانستان شده و بسرعت بسيار زياد رشد داشته است. طبق اطلاعات نويسنده، فدراسيون اين ورزش در سال در 2002 ميلادی در کابل تاسيس شد و بنا بر فعاليتهای چشمگير آن اين فدراسيون يکي از فدراسيونهای موفق ورزشي افغانستان بوده است. رئيس فدراسيون ووشو آقای عبدالرحمان يورش در تماس تفني به نگارنده گفت: "ووشو بسرعت زياد در افغانستان توسعه يافته است. حدود 25 هزار نفر در افغانستان ووشو تمرين مي کنند. تنها در شهر کابل 75 کلب ووشو است."

 

به هر حال ووشو که ورزش ملي و سنتي کشور چين است و ميليونها نفر در سراسر جهان سبکهای مختلف اين ورزش زيبا و محبوب را تمرين مي کنند، تاهنوز جزء ورزشهای المپيکي محسوب نمي شود. کشور چين تلاش نمود تا ووشو را که ورزش رزمي و ملي آنکشور است در المپيک پکن شامل سازد و به خانوده ای المپيک ملحق کند، اما گفته مي شود تاهنوز موفق به کسب رای کافي برای المپيکي کردن اين ورزش چند هزار ساله و قديمي نشده است.

 

به هر حال ووشو در جشن افتتاح المپيک بعنوان يک ورزش ملي و افسانوی و بعنوان مادر بسياری از ورزشهای رزمي جهان حضور خواهد داشت. مسابقات بين المللي اين ورزش بطور محدود و خارج از جدول مسابقاتي منظم آن، همزمان با المپيک در مکان جدا از المپيک در پکن داير خواهد شد، ولي شامل المپيک نمي باشد. در اين مسابقه ای ووشو کسي از افغانستان شرکت ندارد.

 

مسابقات منظم جهاني و قاره ای ووشو هر دو سال يکبار برگزار مي شود. همچنين انواع مسابقات بين المللي و منطقوی ووشو پايين تر از سطح قاره ای و جهاني در نقاط مختلف جهان داير مي گردد که بعضا مستقيم زير نظر فدراسيون جهاني ووشو است و بعضا بدون هماهنگي با آن مي باشد و از از رازش و اهميت کمتری برخور دار اند. طبق نشرات فدراسيون جهاني ووشو

تاکنون در حدود يکصدر کشور فدراسيونهای ووشو فعال شده است.

 

خوشبختانه ورزشکاران ووشوی افغانستان تاکنون خوب درخشيده اند و انتظار مي رود در مسابقات جهاني اين ورزش دست آوردهای خوبي داشته باشند. قرار است تيم ملي ووشوی افغانستان در مسابقات جهاني ووشو که در کشور اندونيزيا در دسمبر 2008 داير مي گردد شرکت نمايد و ورزشکاراني که قرار است در اين مسابقات عالي شرکت نمايند سخت مشغول تمرينات و آمادگي مي باشند.

 

 

ورزش کرکيت

 

نمونه ای ديگری  از ورود و اشاعه ای ورزشهای جديد در افغانستان، ورزش کرکيت است که يک ورزش کاملا تازه درافغانستان مي باشد. کرکيت ورزشي است که توسطه انگليسي ها در آسيا و ديگر ممالک تحت مستعمره ای آن کشور ترويج يافت و در همسايگي افغانستان کشورهای هند و پاکستان تيمهای قوی و مطرحي در جهان داشته است و اکنون نيز تيمهای هند و پاکستان و سريلانکا در صدر تيمهای آسيايي قرار دارند؛ اما اين ورزش درسالهای اخير از طريق مهاجرين ما از پاکستان به افغانستان آورده شده است و مانند ورزشهای بوکس و جودو و تکواندو ورزشهای باسابقه در افغانستان نيست. لذا ورزشکاران با همت کشور ما در مدت بسيار کوتاه توانسته اند اين ورزش پر جاذبه را در افغانستان مشهور بسازند. تيم ملي کرکيت افغانستان امسال در مسابقات دوره ای کرکيت در انگلستان که در آن 8 تيم  شرکت داشتند، مقام دوم را  و در مسابقات آسيايي که در آن 10 تيم درجه دوم کشورهای آسيايي شرکت کرده بودند مقام سوم را کسب کرد.

 

 اينها نمونه های از استعدادها و تلاشهای خود جوش و پر خروش جوانان با همت و رشيد اين سرزمين زيباست که اگر مسئولين مملکت به ورزش توجه نمايند و امکانات ورزشي را افزايش دهند، کيفيت فعاليتهای ارگانهای ورزشي را بالا ببرند، يقينا وضعيت ورزشي افغانستان در جهان تغيير خواهد کرد و نام افغانستان نه در جنگ و خشونت و آدم کشي، بلکه در چيزهای با ارزش و مثبتي چون ورزش و سلامتي و دوستي در سطح جهان مطرح خواهد شد. موفقيتهای خود جوش ورزشکاران ما نمونه های از پيدايش اميدهای نو و آغاز خوب برای رشد ورزشي در افغانستان اند، اما تنها تلاش مردم کافي نيست، بلکه توجه بيشتر دولت و مسئولين امور نيز لازم است.

 

گفتني است که مسابقات المپيک 2008 که آقای کرزی رئيس جمهور افغانستان نيز در آن شرکت نموده است روز جمعه 18 اسد 1387 برابر با 8 آگست 2008 در پکن شروع مي شود.

 

با اميد تعميم ورزش در افغانستان و موفقيتهای عالي ورزشکاران عزيزکشورما در مسابقات المپيک و در تمام مسابقات ورزشي!

 

 

حامد شفايي

 

17 اسد 1387

مسئله کوچنده گان افغانستان و راههای حل عادلانه ای آن


بقلم: اکادمیسین دستگیر پنجشيری
ماخذ: سايت آريايي
(هفتم اسد 2008)
آدرس: http://www.ariaye.com/

پشتون و بلوچ و خلق ترکمان وطن

تاجیک وهزاره گان  جوشان   وطن

شادم   که   برویش نو  آغا ز  کند

غمها  برود  از  د ل  ودامان  وطن

" فروغ هستی"

   

يکی از دست اوردهای عمدهء دههء دموکراسی ( 1343 )   وضع وتصويب قانون اساسی وقانون  تقسيمات ملکی و تشکيلات اد اری جديد افغانستان بود . به اساس اين قانون، به تقسيمات ملکی وتشکيلات اداری  دوران استبداد استعماری کشور ، تجديد نظر خام ونیم بند  صورت گرفت . و افغانستان به 28 ولايت و دو لوی ولسوالی (حکمرانی ) تقسيم شد .

این حقيقت روشن  را هيچ وجدان بيداری ، انکار نه ميتواند  که درمناطق مرکزی و  در  " قلب افغانستان"  بطور کلی هزاره گان طی قرون متمادی کار ، زنده گی و مبارزه ميکرده اند .  مردم زحمتکش این مناطق همه بزبان دری ولهجه ء ويژهء خود مکالمه و گفتگو ميکنند. فرهنگ سنن راه ورسمها و اساطير و ادبيات هنر ومذهب ويژه ء خودر ا دارند. مردمان زحمتکش  وکار دوست هزاره پِيرو دين اسلام اند. از سرد مهری روزگار وتکفیر  سلاطین جبار،شاهان ،اميران ،استبداد استعماری ،دستگاه دولت ، طفيليان گونه گون وادارهء فساد پرور محلی و قهر طبيعت رنجهای بيکران کشيده اند. 

به قول سردار محمدرحیم  خان متخلص به شیون ،در دوران سلطنت محمد نادر شاه تعدادی از سر براورده گان قوم هزار ه از جمله : جنرال غلام نبی خان ، فتح محمد خان فرقه مشر جنرال محراب علی خان ویکی از جنرالان دیگر قوم هزاره را که او نیز غلام نبی نام داشته است به بهانه ء وفاداری  وهمکاری  به شاه امان ا له  دستگیر.وبدون هیچ گناه ومحاکمه قانونی  به  زندانهای استبداد استعماری افتاده بوده اند .  در دهه ء  دموکراسی باز هم هزاره گان کشور به گونه ء دوران استبداد سياه امير عبد الرحمان ومحمد نادرشاه  با سرد مهری سياسی مقابل شدند .  گروه قومی ومذهبی هزاره گان بلند آشيان ميهن، شور بختانه به ولايت باميان و چندين ولسوالی در تشکيلات ولايات ميدان وردک غزنی ،زابل ،قندهار ،اروزگان  غور بادغیس،  جوزجان بلخ   ، سمنگان ، بغلان وپروان و.و .  پیوسته و پراگنده شدند. به این نیرنگ  در برابر رشد اقتصادی اجتماعی آگاهی ملی ومطالبات دادخواهانه ء ملی ومذهبی فرزندان  قوم ستمديده ء هزاره سنگ اندازی آشکارو سيطره جويانه صورت گرفت . 

اين جانب با درک اين نيرنگ ضدملی -  ضد دموکراتيک وبیروکراتیک محافل  حاکمه ، چهل وچهار  سال پيش ( 1343 خورشیدی ) ،صدای اعتراض  عادلانهء مردم زحمتکش هزاره را با نشر یک مقاله  در روز نامه ءملی انیس بلند کرد . در آن مقاله نوشته بودم  که: با تقسیمات ملکی و تشکيلات واحدهای اد اری مناطق هزاره نشین برخورد بیروکراتیک وغیر عادلانه صورت گرفته است . اين تقسيمات  ،بدون توجه به تعداد نفوس ،گذرگاه های دشوار گذار  دريا ها   راه ها وو يژه گيهای اجتماعی ،اقتصادی ،اقليمی ، نيازهای مبرم توده ها ،  درشهر کابل روی نقشهء جغرافیای طبيعی خط کشی شده است.آن تقسيمات ملکی و اد اری بدون ترس از اشتباه برضد  رشد خود آگاهی ملی و اجتماعی خلق هزاره  و برای دوام سياست برده سازی سياسی قوم آزاد ی د  وست وستمديده ء هزاره وتسريع  فرایند (پروسهء )  هويت باخته گی قومی هزاره گان کاملا آگاهانه مطرح شده بود .ان  مقا له از سوی روشنفکران و دوستان هزاره ام ازجمله زنده یاد  حصاری ، زنده نام حسین نایل ،شاد روان اسماعیل مبلغ وديگران  با سپاس فراوان استقبال شد . حکومت همان وقت هيأت ها یی را برای ارزيابی احوال زار مردمان عقب نگهداشته شدهء هزاره به  مناطق مرکزی افغانستان فرستادند. دستگاههای تبليغاتی يکسر  وچندين زبان  دولت ،     اخبارتبليغاتی  پر طمطراق هياتهای بلند پايه را  نشر ميکرد و به مردم رنحدیده و سخت تر از سنگ هزاره ء وطن " وعده های سر خرمن "  داده ميشد .  ولی پس از استعفای دکتر یوسف  صدراعظم  وبرکنار ی  محمد هاشم مینوندوال  با هزاران دریغ که هیچ گام مثبتی بسود دگر گونیهای اساسی زنده گی اين مردم زحمتکش برداشته نشد.

 اگرکه در همان سالها ی نخستین  "  دموکراسی  تاجدار "   اسماعیل  آغای  بلخی  ودکتر  بر اتعلی تاج  علی گوهر غوربندی ودیگر شخصیتهای علمی  وسیاسی  برجسته مردم هزارستان  پس از حبسهای طولانی  آزاد گردیدند، و لی  به  بهانه های گونه گون ازجهان وازدیدن زشتیها وپلشتیهای نظام حاکم ، چشم پوشید ند  ودر  یاد ها ودلهای بیدار مردم  ا فغانستان جاودانه شدند  .                                                                             

به هرحال زنده گی وتجربه زمان نشان داد که علی رغم اين قربانیهای بزرگ مردم هزارستان (غرجستان)   حکومتهای دههء دموکراسی يک گام مثبت و ترقی آفرين به منظور بهبود زنده گی اقتصادی  اجتماعی  فرهنگی وتأمين حقوق و آزاديهای دموکراتیک مردم استبداد کوفته ء هزاره بلند نکرد . بازهم  " همان آش بود وهمان کاسه "  ، همان طبيعت قهار بود وهمان مردم سخت کوش هزاره،  همان  "دروش  "  (  درفش  سوزن بزرگ ) بود   وهمان مشت آهنين و بازوهای پولادین  خلق رزمنده   و کار دوست  "قلب پر تپش افغانستان".

از ان زمان تا کنون چهل وچهار  سال ميگذرد . طی اين مدت اوضاع سياسی افغانستان منطقه و جهان و تناسب قوای جهانی به آهنگ پرشتابی تحول و چرخش تند کرده است. نفوس شهرهای بزرگ کشور ما افزایش یافته است    مهاجرتها ی اجباری  مردم در شهر کابل ،  ولا یات  وکشورهای ايران ،پاکستان ،هندوستان و کشورهای نو استقلا ل آسيای ميانه اروپا و همه قاره های سياره ء ما،  صورت گرفته است . پروسه ء قشر بندی جامعه آهنگ نو گرفته  شناخت و آگاهی گروههای قومی نيز ازين چرخشهای  تند جهان و افغانستان  ، گسترده تر  وژرف تر گردیده است .

 نسل نوین و فرهیخته ء مردم هزاره  در جریان این تند پیجهای تاریخی و کشمکش های خونین ، شیوه های  گونا گون  مبارزه،     

- جنگهای ميان گروهی،ضرورت اتفاق وحدت،" هماهنگی "،      

- موقف " نه صلح ونه جنگ "،جنگهای قبيله يی  قومی مذهبی  ،            

-  مقاومت  ضد " شوروی "  ضد تجاوز طالبان  تنظیمهای بنیادگرا ، القاعده ،ترورزم بین المللی و  ضد تجاوز  نظامی پاکستان  وهچنان پيروزیهای گذرا شکست های تلخ و قربانيهای دردناکی را تجربه کرده، از درون سیلاب خون و آتش سربلند بیرون شده اند  ،  هنر رهبری جنبش، جامعه ،اداره سياست فرهنگ و در درجه ء نخست ، دانش و  هنر آ فرينش ارزشهای  فرهنگی معنوی وپاسدار ی فرهنگهای مادی ومعنوی باستانی وتاریخی  مردم ميهن وجهان  را بيش از هر زمان وهر قوم  دیگرکشور  آموخته اند،  د رنتیجه  ء اینهمه   عرقریزیهای  بی  نظير  اينک ، گام به گام راه خودرا  تا سطح اشتراک فعال در بازسازی نوسازی و  رهبری عاليترين مقامات دولتی  حکومت مرکزی ورهبری احزاب سیاسی قومی –مذهبی  کشور هموارکرد ه اند . و لی این مارگزیده گان تاریخ  به کندی  ومحتاطانه در راه دفاع  از  حقوق و آزادیهای دموکراتیک  وقانونی خود  گام می نهند  وهنوز هم زنجیرهای امیران وشاهان  وطنابهای دوران استبداد استعماری قرنهای  19و20 بر شانه های این قوم زحمتکش سنگینی میکند .   بهر حال درنتيجه ء همين  مبارزات پيگير صلح آمیز  فرهنگی اجتماعی ملی و سياسی و گهگاه  مسلحانه   ،مردم زحمتکش هزاره  ، ولایات " بامیان "  و "دای کندی "  دردوران حکومت  جمهوری اسلامی  حامد کرزی تشکیل گرديد.  محترمه خانم  ح . سرابی به حيث والی باميان تعيين شد  ند . به باورم تعيين يک زن فرهيخته ءهزاره ، در مقام  ولايت باميان ، دست آورد درخشان مبارزات مشترک ومقاومت عادلانه ء مردم آزادهءافغانستان در راه برابری حقوقی زنان با مردان و  د ر درجهء اول نشانهء  رشد خود آگاهی ملی واجتماعی مردم سخت کوش و با استعداد هزاره . درين برههء( قسمتی از زمان) تاريخ میباشد . 

خلاصه مردم آز اد ي دوست افغانستان ازجمله هزاره گان وطن برای نيل به تأمين حاکميت ملی و استقرار دولت ملی و دموکراتيک ،قربانيهای فراوان داده اند . ولی  به علل تجاوز مستقيم استعمار کهنه،استبداد استعماری وميراثخواران محلی و منطقه استعمارکهن  و حضور ونفوذ پیچ ومهره های ابر قدرتها هنوز هم گريبان خودرا ازچنگا ل     بنيادگرايان، طالبان ظلمت وسلطنت طلبان رها نتوانسته اند وشوربختانه کشمکشهای سياسی و معاملات پشت پرده ، برای کسب وحفظ قدرت سياسی به همان شيو ه های منسوخ سد ه های 19 و20 ولی  به اشکال پيچيده تر وبا پیچ ومهره های زرنگ تروبه وسيلهء "دزدان با چراغ"  وابسته به میراثخواران  بریتانیای کبیر  جريان دارد .


طرحها  وپیشنهادهای مشخص

 ريیس  د ولت اسلامی  افغانستان  ودیگر امریکاییان  افغان تبار این دولت   با شناخت ژرف اين ميراثهای آزادی کش و نفاق افگنانه ء دوران استعمار و استبداد استعماری قبيله سالاری و زمينداری- اربا بی ، بر مبنای ارزشهای دموکراتیک قانون اساسی،  اصول آزمون شدهء دموکراسی  ارزشهای اعلامیهء حقوق بشر وحق تعیین سرنوشت ملل ومردمان  ميتوانند و بايد با پشتیبانی بیدریغ  جامعه ء جهانی   بدون ترس ولرز ومحافظه کاری  درين راه هموار وروشن  ملی گامهای مشخص  "شفاف " و" زبر دست " تاريخی  بردارند . ازجمله:                                                                                  

 - در زمينه ء تقسيمات ملکی و تشکيلات اداری دوران " قبیله سالاری " و "زمينداری -اربابی " مناطق هزاره نشين "قلب افغانستان " با در نظرداشتن  ویژه گیهای نفوس  ،  فرهنگ  ز بان ، دين مذهب ،ساحه درجه ء رشد ،شرايط اقليمی جغرافیایی معادن غنی آهن  وزغال  سنگ  و ديگر معيارهای علمی  وتاريخی تجد يد نظر اساسی  نمايند.

      - به اساس يک فرمان تقنينی و لا یت  تاریخی بامیان را  به ايالت باميان ارتقاء بخشند.

- به رييس شورا ی ايالتی باميان در چهار چوب افغانستان واحد و ادارهء متمرکز صلاحيت  اداری  ( خارج رتبه ) را منظور به فرمايند.

 -  ولایات  هزاره نشين  مناطق مرکزی رابا تشکيلات اداری آنها به ايا لت باميان مربوط کنند تا درنخستين انتخابات شوراي ملی  ،ايالتی ،ولايتی  ولسوالی  وشهرداریها (شارواليها )     نماينده گان منتخب مردم بدون هرگونه قيود بيروکراتيک و تنگ نظری زبانی ومذهبی  ونژادی انتخاب  شوند  ودر اورگانهای  محلی قدرت  محلی وایالتی  راه يابند.

- امتيازات غیر قانونی و ناروای قومی محلی مذهبی و فرمانهای خصومت آفرين  اميران دوران سيطرهء استعمار بريتانيای کبير را بسود تقويت احساس دوستی برادرانه ء هزاره گان  وکوچنده گان  سرگردان  افغان منسوخ  و  ملغا کنند. و درنتيجه اينهمه احکام قانونی ملی ومردمی سر انجام  به ا ختلافات قومی وقبیله یی غیر عادلانه و  میراث ريشه دار دوران استعمار بریتانیای کبیر میان  هزاره گان بومی  و کوچنده گان  این سوی دیورند  به استناد  فرمانهای شاه امان لله وارزشهای اعلامیهء حقوق بشر واحکام قانون اساسی پایان   بخشند .

-  باور تزلزل نا پذیر دارم که شورای ملی منتخب افغانستان نیز اين فرمانهای تقنينی را از دل وجان تاييد و تصويب ميکنند . با چنين کارنامه درخشان ملی  ایالت بامیان بار دیگر عظمت پر درخشش خودرا باز می یابد . شهر پر از شگفتی و موزیم زنده ،   برای پیروان دین بودایی و جهانگردان  میشود.

- بند امیر به همت سرمایه داران و مردم هوشمند ودور اندیش هزاره  و دیگر نهاد های ملی و بین المللی میتواند  وباید   به یکی از  گوشه ءهای دیدنی  وبهشت برین  وطن    مبدل شود    .   

  - بر فراز" خاک و خاکستر"  شهکارهای تاریخی وفرهنگی بامیان وجهان بازهم میتواند  باید شهکارهای نوین و پر از شگفتی فرهنگی برای نسلهای آینده ء افغانستان نوین و جامعه جهانی  قد و قامت بر افرازد.

 هرچند بزرگ راه بین المللی کابل –بامیان   -هرات  در مرحله  سا ختمان  میباشد   ولی تا جاییکه بیاددارم  سی سال پیش  ( 1978 -  1979  م )کشور دوست هند وستان   داوطلب احداث راه اسفلت بامیان - غوربند کاپیسا - بند نغلو- گردیده بود. گامهای مقدماتی نیز به منظور برداشته شده بود . هرگاه خانم سرابی والی بامیان ووزارت فواید عامه  از مجاری دیپلوماتیک و  و زارت امور خارجه با حکومت هند تماس بگیرند . شاید بار دیگر در شرایط نو ، جاده  نغلو - کاپیسا –غوربند -بامیان را  اسفلت  و   زمينه ء سیرو  سفر  زيران  و تاجران هندوستان  و دیگر پیروان د ین بودایی   وگردشگران     جنوب شرق آسیا را  با چنين مساعدتی فراهم کنند. ا ینگونه فعالیتهای نو سازی  با اهداف استرا تیژیک امر یکا ییان افغا ن تبار کابینه ء و پا لیسی خارجی رییس جمهورحامد  کرزی سازگاری  دارد .

 باید این وسوسه های شیطانی ونگرانيهای کوته نظرانه نیز رفع شود  که هزاره گان   مناطق  مرکزی افغانستان، در جریان زنده گی  کار ونبرد قومی واجتماعی دشوار خویش همواره  از   زبان دین مذهب سنن  راه ورسمها هنرها ،اساطیر و به یک سخن از فرهنگ معنوی ومادی واستقلال میهن ،  تا قربانی آخرین قطره  خون"  بابه علی مزاری"  ودیگر فرزندان  آزا دی دوست خویش دفاع و  پاسداری کرده اند . این مردم همانگونه که آقای سید عسکر موسوی هزاره شناس فرهیخته و محترم  عبدلاحد  ترکمنی  پژوهشگر درد آشنای هزاره گان توصیف کرده اند در" قلب افغانستان"  جای دارند . با هیچ کشور همسا يه ما هم مرز نه ميباشند . خطر جدایی وتجزیه  این  منطقه بطور قطع احساس نه ميشود .   این قوم  بدون  ترس از  اشتبا ه تاهزاران سال دیگر به برکت معادن آهن وکار خلاق وآفریننده  خویش به حیث میخ ثبات افغانستان وآسیا  نقش محوری   خودرا  باسربلندی  و کار وزحمت پر  افتخار خویش میتوانند  وباید   ایفا کنند.


  - مسأله  زبان و آزادی مذهب وباورهای دينی مردم هزاره ء افغانستان قبلا در" قانون اساسی افغانستان" برای نخستین بار درتاریخ  باز تاب يافته وفرمانهای  آزادی کش  امیر ان    بیدادگر افغا ن براساس ارزشهای قانون اساسی منسوخ شده است  . البته همانگونه که  توده ها ميگويند به  "حلوا گفتن دهن شرین نه میشود "برای گسترش زبان و ادبیات و گرد آوری فلکلور و ادبیات شفاهی و پا سداری فرهنگ مادی ومعنوی غرجستانیان باید کار شناسان جوان  پرورش یابد. دانشگاه بامیان با جلب وجذب استادان شایسته به پرورش کارآگاهان  رشته های مختلف علوم و تکنالوژی معاصر آغاز کند. به نیازهای مبرم مردم هزاره و تمامی گروههای قومی جامعه مستعد به تکامل ما پا سخ لازم بگوید. کاوه های زمان نو، و ادامه  دهنده گان  سنن  پسندیده  آهنگران  وچکش کوبان  اهورایی در آیندهء  تربيت شود  ودر نهايت ، در استخراج "معدن آهن حاجی گک" وبنای فابريکه ء ذوب آهن غرجستان، در بازسازی و نوسازی افغانستان نوين و پايه گذاری  بنای عظیم وبا شکوه دوستی و همبسته گی ملی  وجوشش خلل ناپذیر سرنوشت مردم ميهن در یک دولت ملی دموکراتيک  میتوانند وباید نقش فعال و آگاهانه ء خودرا ایفا نمایند.


- این حقایق نیز لازم به یاد آوری است که:  ثروتهای روی زمین ،زیر زمین  وفضای نیلگون این سرزمین سوخته به مردم افغانستان تعلق میگیرد . معادن آهن و زغال مناطق مرکزی، لعل و لاجورد  بد خشان، مس عينک  لوگر ،جنگلهای انبوه پکتيا ،گاز ونفت کرانه های آمو و زمرد ولایت پنجشير ، درياهای مست وخروشان  وطن همه وهمه ثروتهای سرشارطبیعی تمامی گروههای قومی واقليتهای ملی ومذهبی افغانستان است . مردم میهن طبق قانون اساسی دار ای حقوق و امتیاز مساوی وطنداری وهموطنی اند ودر هرگوشهء افغانستان حق کار مبارزه سیاسی اجتماعی فرهنگی و زنده گی آزاد و بدون هیچگونه تبعیض میداشته باشند .دانشگاهها     مکا تب عا لی تخنیکی مسلکی مراکز پژوهشی ، نهادهای فرهنگی همه متعلق به مردم کشورمیباشد   .   --  اردوی منظم ملی پوليس و نيروهای امنيتی ،شورای ملی قوه ء قضاييه ء غیر تنظيمی غير حزبی ومستقل ،دادستان کل  شوراهای ايا لتی  وشورای وزیران   افغانستان  از استقلال ملی امنيت داخلی وخارجی وحاکميت ملی و تمامیت ارضی  وازمنافع تمامی مردم  وگروههای قومی ومذهبی افغا نستان مستقل  م طبق قوانین  دولت فدرال پشتیبانی خواهندکرد.


- این نهادها به تمامی تحت  رهبری رییس جمهور منتخب افغانستان و ظايف ملی وبین المللی خودرا بر اساس ارزشهای دمو کراتيک قانون اساسی وديگر قوانين مملکتی انجام خوا هند داد . خلاف طرز تفکر تمرکزطلبان دوران قبیله سالاری- فیودالی وسیطره جویان   دوران سلطنت های مطلقه  ، ادارهء فدرالی ، معنای تجزيه کشور، جدايی ملی وگریز از مرکز وگريز از ارزشهای دموکراتیک  قانون اساسی ،  گردنکشی وعصیان از اداره ء جمهوری  دمو کراتیک ، متمرکز وطن   وا حد وتجزیه ناپذیر  افغانستان را  ندارد .

- ادارهء فدرالی هم در جمهوری رياستی نظير امريکا وهم در جمهوری  پار لمانی هند بزرگ و هم درکشورهای اروپایی   دست آوردهای اقتصادی اجتماعی و فرهنگی چشمگيری داشته است؛ ود رین نظامها زمینه اشتراک  شهروندان  ازطریق  انتخابات مخفی  آزاد  عادلانه  ودموکراتیک  مستقیم وعمومی، احزاب سیاسی وسا زمانهای مدنی واجتماعی  بدرجات متفاتی تأمین شده است. جمهوریهای اسلامی  تک قومی  کنونی   دوران حل وعقد  وامارت  طالبان هیچیکی جز جنگ  فساد رهزنی راهگیری دستبرد  به دارایی مردم  شکنجه وعذاب  و          " آرا مش !"  گورستانها ی  آزادی  زنان  ومردان  دربند  وزنجیر وتحقیر شده  کشور بادریغ ودرد  دستاوردی دیگری نداشته است  سازش با این اوضاع آزادی کش  جز سازش  با اوضاع آشفته ء اجتماعی  سیاسی فرهنگی  واقتصادی  جامعه پرتب وتاب کنونی ومرگ استعدادهای ملیونهای دختر وپسر کودک نوجوان  وجوان وملیونها  بیمارروانی معتاد   معیوب وبیکار  جامعه مستعد  به تکامل ما  هیچگونه  توجیهه منطقی وواصولی دیگری  ندارد  .

 در روشنی  این تجارب زنده تاريخی ، اکنون  بهترين شرایط  فراهم است تا همزمان با سر شماری نفوس و تعیین حدود ولسوالی های منا طق هزاره نشین (غرجستان ) ،مرزهای        ( حدود) حد اقل چهار  ولایت دیگر این منطقه نیز  تعیین شود تاد ر آینده، موازی به انتخابات برای وکا لت ولسی جرگه  ، سنا ، نماینده گان شورای های محلی ولايتی ، ا يالتی شهرداریها ی (شاروالی)  ایالت  باميان نيز انتخاب گردد  و با چنین تدابيرجسورانهء ملی- دموکراتيک و قانونی ، اداره ء فدرالی برای نخستین بار  در" قلب پر تپش افغانستان وآسیا"   آزمایش و تجربه شود و آنگاه  این شيوهء اداره  ،  گام به گام در ننگرهار بزرگ  درپکتیا ی کلان   درکندهار کلان  درهرات کلان  در بلخ   کلان درقطغن وبد خشان ودرپروان کلان ودر  سرا سر افغانستان  مورد تطبیق قرار گیرد و قیود  دست وپا گير و بیرو کراتيک تمرکز های قرون وسطایی  به حد اقل کاهش يابد راه سرنوشت مردمان ستمديدهء وطن نيز روشن شود   وهدفهای   تساوی حقوق اجتماعی و  ملی مردم افغانستان سرا نجام  شکل ومحتوای  دموکراتيک  ملی و انسانی کسب کند

- همه وطنداران  (شهروندان) خلع سلاح شوند . .

- به همه وطنداران " شناخت  کارت يا شناسنامهء   بجای (به عوض )"تذکره ء تابعیت "  توزیع شود.

- " تابعیت " اصطلاح دوران برده گی قبیله یی و زمینداری اربابی میباشد .   مفهوم اطاعت مطلق، برده گی  مزدوری رعیت بودن  و پیروی غیر آگا هانه وکورکورانه  دارد .  " رعیت "  و اژه ء عربی است.  مردم فرمانبردار ، جمعی کشاورز که دریک ملک وتحت فرمان يکنفر ما لک  با شند  "  فرهنگ ع"

 -  ولی " شناسنامهء شهروندی "   از بار معنوی  وامتیاز آزادی برابری حقوق  ومشارکت درقدرت سیاسی و ثروتهای ملی مشترک مردم کشور سرشار است . به هر وطندار حقوق و امتیاز یک هموطن را بدون هیچگونه تنگ نظری و تبعيض شهری وروستا یی قومی ونژادی   مذهبی وشغل وپیشه سخاوتمندانه  می بخشد .

 آرزومندم که مقامات قا نون گذاری بویژه حقوقدا نان و قانون شناسان ودانشمندان  مذاهب گونه گون اسلامی و پیروان ادیان دیگر  درین زمینه با دور اندیشی فکر کنند و مردم افغانستان را مقدم برهمه  ازنام واصطلا حات کهن  ضد انسانی " رعايای وفا شعار" تابعيت کور کورانه  ازسلاطین  "واجب الاحترام وغیر مسوءول "  و میراثخواران استعارکهن    برای هميشه رهایی و نجات بخشند     وراه گذار از مرحله ء قبیله یی  ارباب- رعیتی به مقام پرافتخار و وا لای انسان آزاد  (شهروندی ) را روشن و هموار کنند.  در روشنی تجارب آزمون شدهء بیش از چهل کشور روی زمین و  به اساس ارزشهای جهانی اعلامیه حقوق بشر و احکام قانون اساسی افغانستان وتصویب دموکراتیک شورای ملی و لويه جرگه  (   مجلس بزرگ ملی   )  ا ین اسم ورسمهای عالی انسانی  زند ه گی ملل و مردمان جهان را در شرایط ويژهء افغانستان ، محتوای نوين دمو کراتيک و مضمون غنی اجتماعی وملی   بخشند . 

 - ودر نهایت برای انجام دقیق و بی خطای این اهداف ملی،باید زمینه ء  لازم سرشماری  نفو س افغانستان را تحت نظر و به همکاری سازمان ملل متحد ملل بدون تقلب وتزویر وبا شفافیت کامل وبدون افزايش وکاهش در اعداد  نفوس مناطق و اقوام  برادر کشور ما مساعد  نما یند. و دستکاری در اوراق سرشماری   نفوس را از سوی هر مقامیکه صورت گیرد  افشا ء گری کنند  تا جعلکاران تاریخ  از سوی مقا ما ت   حراست حقوق  مردم تعقیب عدلی  مجازات سنگین  ورسوا ودر"هردوجهان"  سیاه روشوند.


   تا جاییکه  دریک جلسه ء رأ ی پرسی  قانون اساسی دوران دکتر نجیب لله  ازسوی   آقای عبدالوهاب  فنایی  مدیر عمومی احصاییه ء مرکزی در تالار لیسه ء استقلال افشاء گری شد   نفوس  تمام  کوچنده گان افغانستان  درسال 1357 فقط   750.000بود     ولی  عدد  دوملیون را  حفیظ الله امین  به قلم خویش بران افزوده بوده است   قشری از ین  کوچنده گان افغانستان درحال حاضر دارای ترانسپورتهای موتری بنگله ها  تجارتخانه ها دردوسوی مرز دیورند  ودر کشورهای امارات عر بی اند   هزاران جریب زمین سلطانی  سرایهای تجارتی وکاخهای  باشکوه اشرافیت  کهن را درننگرهار  وزیر اکبرخان شهرنو کارته  ء پروان  پغمان قرغه وچهاردهی بیک سخن درشهر وولایت کابل  مزار هرات قندهار لوگر و درکوهدامان پروان ودیگرشهرهای افغانستان به خود گویا   شرعا قباله   کرده اند  شماری  ازین  زمینداران و صاحبان  ثروتهای باد آورده  خلاف  ارزشهای قانون اساسی وقانون  انتخابات  بنام کوچنده گان  افغانستان یاتقلب وتزویر به شیوه  ء انتصابی یا انتخابی وارد تالار پارلمان شده اند   جای شگفتی  واندوه  این است که این  وکیلان مالیه گریز  بی  تذکره  یا با تذکره  های  ساخت  جعلکاران بازار قصه خو انی پاکستا  ن   گستاخانه حکم  بی وطنی را به  وکیلان  اقوام آریایی و خراسانیا  نی   صادرمیکنند که  ازهزاران سال  به این سو دربلخ  هرات کندهار بست  غزنه کاپیسا  وبگرام  وزابل  وسیستان  تخار  بامیان پنجشیر   ودرشهر کابل  زنده گی شهری کسب و پیشه داشته اند   درمراکز  صنعتی کارزنده گی ومبارزه میکرده اند   ودر روستاها به تولید زراعتی  وغرس نها لهای پرمیوه   وتاک وتاکستان ومالداری وپرورش گوسفند قره قل و با فت وصدور قالی  مشغول بوده مالیه میپرداخته  اند  و   خون آنان دربانکها  ی دوران سلطنت محمد ظاهر شاه  و دهها بانک نوبنیاد  کنونی  درگردش است .


نتیجه  در روشنی این واقعیتهای تلخ  تاریخی ملی و جهانی  اکنون آن زمان مساعد  فرا رسيده است که ، در راه تأمین   مطالبات برحق  دادخواهانه و آرزوهای   سر کوفتهء   اقوام هزاره  ازبک ترکمن گجر   و ديگر اقليتهای ملی، مذهبی بويژه در راه  اسکان کوچنده گان این سوی  دیورند  (  نه سرمایه داران  کوچند ه ء انسوی  دیورند )   وبسود اين  سر گردانهای افغانستان   معاصر  بیدرنگ   گامهای ضروری و قانونی ديگری بردارند فارمهای  دولتی ننگرهار سرده غزنی  هیلمند  نیمروز. فراه  و همچنین  زمینهای پهناو وبی حاصل  سلب  مالکیت  کننده   گان  بزرگ  تاریخ   را  به این کوچنده گان بی زمین  وما لداران وطن  سلب   و توزیع نمایند  ودر عمل فرایند ( پروسه ء )  گذار  قوم زحمتکش هزا ره و قبايل کوچندهء پشتون ودیگر بادیه نشینان را به مرحله رشد مستقل ملی و تکميل فرایند ( عملیه )  اتحاد  ملی  ووحدت  مردم ا فغانستان آهنگ شتابنده بخشند.


برای انجام اين رسالت  عظيم تاريخی، فر مانهای خصومت برانگیز  اميران دوران سلطه ء مستقيم استعمار  و استبداد استعماری  را  بيدرنگ لغو و منسوخ نمايند.  

-به  کوچند ه گان  داخل  افغانستان مستقل  آب  زمین و " شناسنامهء شهروندی"   توزيع کنند  تادیگر  انرژی بی پایان فرزندان  کوچنده گان افغانستان نوین  هر صبح وشام  درکوبیدن میخهای خیمه  های سیاه ،   بیهوده ضایع   نشود  و   دهقا نان   غرجستان  بدخشان  پنجشیر غوربند  غور کاپیسا و ننگرهار نیز  از گزند وتهاجم  میراثخواران  و  میراثهای نفاق افگنانه استعمار بریتانیا  وامیران مزدور دیروز و از شر خشخا ش سالاران امروزین و  شرکای  انگلیسی  آنان یکبار وجاودانه  نجات  ورهایی یابند.

                                               

تا هنگامیکه مسأله  خط جنجال  بر اتگیز دیورند  با پا کستان  حل و کوچنده گان افغانستان با  اقدامات مشخص  قانونی ودمو کراتیک از زنجیر مناسبات پوسیدهء قبیله سالاری  آزاد نشوند ، هیچ حکومتی به شمول سپاه  انگلیس امریکا وناتو وبه اصطلاح "جامعهء جهانی"   وهزاران   نهاد  انجویی   سمارق گونه  وزندانهای خودسرانه آشکاروپنهان ابرقدرتها ،    از کشت  قاچاق و انتقال  مواد مخدر ،قاچاق جنگ افزارها  ، قاچاق کا لاهای بی محصول   قاچاق اسعار و صدور ترورزم بین المللی درین کشور بی سقف ودر،    جلو گیری نخواهد توانست  . ومردم  رنجکشیده ء معلول  بیمار بیکار آواره بیسواد  وبویژه  کوچنده گان  سرگردان  افغانستان  به شعارهای خوشایند  صدها حزب دارای پیشوند   وپسوند ملی و  " وحدت ملی "  تک قومی   وغرور  خشک وخالی  "افتخارا ت  ملی "   باور واعتماد  نخواهند کرد .


 به امید حل  اساسی  مسأله  کوچنده گان  دوسوی  دیورند   و  غلبهء   اندیشه  های  آزادی دمو کراسی  ترقی  صلح  وبرابری حقوقی  تمامی گروههای قومی  ومذهبی  وتساوی حقوقی زنان بامردان  در افغانستان واحد تجزیه ناپذیر  مستقل ،متحد  دموکراتيک ،نوین و خانه   بزرگ    خورشید  ما،  ا ینک  سروده ء   " خروش خاور "   راکه  21 سال پیش  درکابل  آتشدل  سروده  ودریک  شب شعر بین المللی  درمیدان دانشگاه  هامبورگ  خوانده بودم   به امید حل  وفصل  عادلانه  مسأله  ء کوچنده گان  و تأمین   همبسته گی ودوستی  بی زوال زحمتکشان افغانستان به  نشر می سپارم .          

باعرض حرمت!

اکادمیسین دستگیر پنجشيری

ايالت واشنگتن -امریکا

26   جولای   2007   م