اعلان نتايج انتخابات رياست جمهوری و قرار گرفتن افغانستان در وضعيت بسيار حساس تاريخي و خطرناک

اعلان نتايج انتخابات رياست جمهوری و قرار گرفتن افغانستان در وضعيت بسيار حساس تاريخي و خطرناک

مقدمه:

انتخابات با مصارف گزاف برگزار شد، نيروهای امنيتي شجاعانه امنيت انتخابات را تامين کردند. اشتراک مردم بخاطر تقلب های انتخابات گذشته که هر بار در هر انتخابات متاسفانه تقلب گرديد و رای مردم ناديده گرفته شدند، به کم ترين حد در تاريخ انتخابات در افغانستان بود. مردم آگاه مي دانستند، که به آرای آنها احترام گذاشته نمي شود و افرادی که در قدرت هستند بدون در نظر داشت آرای آنها، کار خود شان را انجام مي دهند، بنا" هوشيارانه وقت شان را ضايع نساختند.

ادامه نوشته

افزايش نا امني ها نگراني های روز افزون مردم را بيشتر ساخته است؛ آيا مردم بايد امنيت خود شان را خودشا

افزايش نا امني ها نگراني های روز افزون مردم را بيشتر ساخته است؛ آيا مردم بايد امنيت خود شان را خودشان تامين کنند؟
اوضاع امنيتي افغانستان متاسفانه هر روز بدتر شده است. با وجود اينکه بيش از 350 هزار نيروی مسلح دولتي و پشتيباني همه جانبۀ نظامي، مالي، تخنيکي، سياسي امريکا، سازمان نظامي ناتو، اتحاديه اروپا، سازمان ملل، بانک جهاني و ديگر کشورها و سازمان های بزرگ و مقتدر جهان از دولت افغانستان حمايت مي کنند، پس چرا وضعيت امنيتي کشور رو به بدتر شدن پيش مي رود؟
قرباني اصلي خشونت ها مانند هميشه، مردم غير نظامي بوده اند. مسئوليت تامين امنيت مردم بر عهده کي است؟


امروز حادثه خونين يازده سپتمبر بود که بخاطر ان امريکا به افغانستان حمله کرد. 17 سال از آن تاريخ مي گذرد و اوضاع افغانستان بدتر از گذشته شده است. اگر قبلآ  فقط چند گروه محدود تروريستي بودند، اکنون گفته مي شود که بيشتر از 20 گروه است.
چندين هزار ميليارد دالر در افغانستان پول مصرف شده است، معلوم نيست که اين پول های سر سام آور چه شده اند؟ از بازسازی و نوسازی افغانستان خبری نيست، اگر بعضي جاها بازسازی هم شده است، بيشتر خود مردم همت کرده و با پول های خودشان بازسازی و نو سازی نموده اند. بنا" آن همه پول که داخل افغانستان شده اند، توسط خود خارجي ها و مافيای داخلي که اکثر آنها اعضای دولت بوده اند، چور و دزدی شده اند و بدون آنکه هيچ نفعي برای مردم و جامعۀ افغانستان داشته باشند، ضررهای آن برای ما بي شمار بوده است. عليرغم آنکه بد نامي آن به کشور ما بعنوان يکي از فاسد ترين کشورهای جهان رسيده است، مردم و کشور ما را به مرحله ای نابودی رسانده است. اين پول ها باعث شده اند که حلقه های از مافيای داخلي و خارجي بوجود بيايند که اولا" افغانستان را بخاطر تامين منافع شان نا امن نگهدارند و دوما" مهره های فاسد خود شان را در قدرت نگهدارند تا اوضاع همانطور بي ثبات و نا آرام بمانند. سوما" از طريق دوام جنگ، نا امني، تفرقه افگني، تبعيضات، فقر، بيکاری، گسترش فساد، کشت و و قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه، مهاجرت و قاچاق انسان، معتاد ساختن جوانان، ترويج انواع بزهکاری های اجتماعي و فسادهای اخلاقي از تن فروشي زنان تا زوال اخلاق و انصاف و جوان مردی و غيرت و شهامت زنان و مردان اين سرزمين، مقدمات و زمينه های فروپاشي و نابودی مردم و جامعۀ  ما را فراهم بسازند.
سه و نيم ميليون يعني بنا بر آمارهای رسمي خود دولت افغانستان %11 مردم افغانستان معتاد به مواد مخدر شده اند. اين مصيبت را کارشناسان اجتماعي مي دانند، که چه معني مي دهد. وقتي که يک نفر معتاد مي شود، بعد از مدت کوتاه، او چندين نفری ديگر را که از اعضای خانواده و دوستان نزديک اش هستند، معتاد مي کند و اين رقم 11 في صد در 5 سال اينده يقينا" دو برابر و در 10 سال آينده 3 تا 4 برابر خواهد شد. از آنجايي که آنها هيچگونه حمايت مالي و کمک نمي شوند، لذا به فروش مواد مخدر، درزدی، تن فروشي و ديگر جرايم رو مي آورند و در بيست سال آينده اين خطر وجود دارد که نيم جامعه افغانستان معتاد به مواد مخدر شوند. اين يعني نابودی يک ملت و يک کشور. دولت افغانستان مي گذارد که کشت مواد مخدر آزادانه در خيلي از مناطق افغانستان انجام شود. مثلا" ولايت هلمند يکي بزرگترين توليد کننده های مواد مخدر است، اما دولت و جامعه جهاني گذاشته اند که زارعان و قاچيان راحت کار شان را بکنند.
نا امني به اوج خود رسيده است. هر روز ده ها و صدها نفر کشته مي شوند.
حوادث المناک اخير در نقاط مختلف افغانستان، که منجر به وارد شدن تلفات و خسارات زياد به مردم و جامعه شده اند، دل هر انسان را بشدت مي آزارند. کشته و زخمي شدن صدها تن، بخصوص مردم ملکي در مدت يک چند هفته در کابل، غزني، فارياب، بغلان، کندز و حمله امروز در ننگرهار بسيار تکان دهنده بودند. اين حملات گويای اين واقعيت تلخ هستند، که غير نظاميان در هيچ جای افغانستان امنيت ندارند و هدف تروريستان فقط کشتن انسان است. خون هموطنان مظلوم ما را در هرجا و به بدترين شکل مي ريزانند، از ننگرهار تا غزني، الي کابل، فارياب و بغلان و ديگر نقاط کشور. تروريستان پشتون، تاجيک، هزاره و ازبک و هندو و مسلمان نمي شناسد و همه را هر روزه مي کشند. حتي در پايتخت کشور، مردم امنيت ندارند.
چندی قبل حملات انتحاری در يک مکتب و پس از آن در يک کلب ورزشي و بعد به کاروان حاميان قهرمان ملي احمد شاه مسعود و امروز در مهمند دره ننگرهار که منجر به کشته و زخمي شدن حدود 200 تن در مهمند دره ولايت ننگرهار شد، که در تمام اينها مردم ملکي به شهادت رسيدند و جنايت کاران با اين اعمال شان مرتکب جنايت جنگي و جنايت عليه بشريت گرديدند.
مردم ما قرباني جهل و فقر مي شوند. يک جوان بيسواد و فقير توسط ملاهای جاني، تحت استخبارات منطقه مغز شويي مي شود و اين جوان بد بخت متاسفانه با عمل وحشيانه ای خودش دهها انسان مسلمان هموطن خودش را مي کشد به قصد اينکه به بهشت برود و در آنجا 72 حور العين بهشتي گيرش بيايد. غافل از اينکه بداند که در زير خاک فقط کرم ها و مارهای جهنم به سراغش خواهند رفت. 
معلوم نيست که کي جنگ و مشکلات در افغانستان ختم مي شوند. 40 سال جنگ های بي وقفه و مهيب مردم را خسته ساخته است. در اين چهل سال هر روز زندگي مردم ما همراه با مصيبت و غم و اندوه بوده است. چهارده گذشت و هنوز هم جنگ ها دوام دارند و هر روز حادثه های درناک جديد رخ مي دهند. بدتر از همه اينکه کشتار مردم مظلوم و بي گناه آنقدر تکرار شده است، که تبديل به يک روند عادی گرديده است. هيچ کس در برابر اين همه جنايت پاسگو نيست! در هر حادثه، مردم جنازه ها را بخاک مي سپارند و فريادهای آنها را دولت و جامعه جهاني نمي شنوند. مسئولين امور مملکت، خاک به چشم مردم مي زنند و هر بار فقط چند جمله را تکرار مي کنند: � ما با بيشتر از 20 گروه تروريستي در نبرد هستيم و دست استخبارات منطقه در اين حادثه دخيل بوده و  اين جنايت قبلا" در فلان کشور پلان گذاری شده بود، ما از قبل آنرا خبر داشتيم، ولي فکر نمي کرديم که...،�.
وقتي که دولت، کاملا" ناتوان، غرق در فساد، پر از افراد بي کفايت، فساد پيشه، غير مسوول، کاملا" بي تفاوت نسبت به سرنوشت مردم و وطن است؛ وقتي که هر روز گروه گروه، مردم بيگناه ملکي در نقاط مختلف کشور بدست گروه های مسلح بي رحم، قتل عام مي شوند و هيچ که کسي و نهادی (نه دولت افغانستان و نه قوای بين المللي) پاسخگوی آن نيست، چه بايد کرد؟ راه حل چيست؟ فايده ای اين دولت و فايده ای حضور قوای بين المللي در افغانستان چيست؟ مهم ترين وظيفه و مسئوليت دولت افغانستان چه مي باشد؟ آيا تامين امنيت مردم و دفاع از جان، ناموس، مال مردم و دفاع از خاک افغانستان اساسي ترين و مهم ترين وظيفه دولت نيست؟
اگر بجای سران حکومت فعلي، حتي چند نفر دزد با غيرت و سر گردنه هم در حکومت مي بودند، لا اقل وقتي که شکم های شان سير و خورجين های شان پر بودند، ديگر بيشتر از آن غيرت و جوان مردی شان اجازه نمي داد، که مردم اين سرزمين را بيشتر از آن رنج و عذاب بدهند، اما متاسفانه امروز وضعيت طوری است، که هر روز عزا و ماتم است. بد تر از همه اين است، که کسي نمي داند چه کسي دوست و چه کسي دشمن است؟ حتي مردم به سران دولت و قوای بين المللي شک دارند؟ اين قضيه مانند قصه معروف، حمام رفتن صبح زود آن نفر است که پاهای گرد کيسه مال، دخل چي، ترافيک، پوليس را ديده بود و وحشت زده فرار مي کرد و به هرکس که مي گفت در حمام کساني را ديده است، که پاهای شان گرد بودند، آن شخص نيز پاهای خود را نشان مي داد و مي پرسيد که آيا پاهای آنها نيز مانند پاهای من گرد بودند؟ حالا در افغانستان نيز متاسفانه پاهای خيلي ها گرد اند، لا اقل در نظر مردم که از هر طرف سيلي و ضربه و تير خورده اند و نمي دانند، که به چه کسي اعتماد کنند و از چه کسي کمک بخواهند، مي ترسند که پاهای او هم گرد باشند.
در چنين اوضاع و احوال، که مهم ترين سئوال اين است که چه بايد کرد که امنيت مردم ملکي تامين شود؟ شايد وقت آن رسيده باشد که مردم در تامين امنيت شان در کنار قوای مسلح افغانستان همکاری کنند و امنيت مناطق مسکوني شان را خود مردم هر منطقه برعهده بگيرد.

افزايش نا امني ها نگراني های روز افزون مردم را بيشتر ساخته است؛ آيا مردم بايد امنيت خود شان را خودشا

افزايش نا امني ها نگراني های روز افزون مردم را بيشتر ساخته است؛ آيا مردم بايد امنيت خود شان را خودشان تامين کنند؟
اوضاع امنيتي افغانستان متاسفانه هر روز بدتر شده است. با وجود اينکه بيش از 350 هزار نيروی مسلح دولتي و پشتيباني همه جانبۀ نظامي، مالي، تخنيکي، سياسي امريکا، سازمان نظامي ناتو، اتحاديه اروپا، سازمان ملل، بانک جهاني و ديگر کشورها و سازمان های بزرگ و مقتدر جهان از دولت افغانستان حمايت مي کنند، پس چرا وضعيت امنيتي کشور رو به بدتر شدن پيش مي رود؟
قرباني اصلي خشونت ها مانند هميشه، مردم غير نظامي بوده اند. مسئوليت تامين امنيت مردم بر عهده کي است؟


امروز حادثه خونين يازده سپتمبر بود که بخاطر ان امريکا به افغانستان حمله کرد. 17 سال از آن تاريخ مي گذرد و اوضاع افغانستان بدتر از گذشته شده است. اگر قبلآ  فقط چند گروه محدود تروريستي بودند، اکنون گفته مي شود که بيشتر از 20 گروه است.
چندين هزار ميليارد دالر در افغانستان پول مصرف شده است، معلوم نيست که اين پول های سر سام آور چه شده اند؟ از بازسازی و نوسازی افغانستان خبری نيست، اگر بعضي جاها بازسازی هم شده است، بيشتر خود مردم همت کرده و با پول های خودشان بازسازی و نو سازی نموده اند. بنا" آن همه پول که داخل افغانستان شده اند، توسط خود خارجي ها و مافيای داخلي که اکثر آنها اعضای دولت بوده اند، چور و دزدی شده اند و بدون آنکه هيچ نفعي برای مردم و جامعۀ افغانستان داشته باشند، ضررهای آن برای ما بي شمار بوده است. عليرغم آنکه بد نامي آن به کشور ما بعنوان يکي از فاسد ترين کشورهای جهان رسيده است، مردم و کشور ما را به مرحله ای نابودی رسانده است. اين پول ها باعث شده اند که حلقه های از مافيای داخلي و خارجي بوجود بيايند که اولا" افغانستان را بخاطر تامين منافع شان نا امن نگهدارند و دوما" مهره های فاسد خود شان را در قدرت نگهدارند تا اوضاع همانطور بي ثبات و نا آرام بمانند. سوما" از طريق دوام جنگ، نا امني، تفرقه افگني، تبعيضات، فقر، بيکاری، گسترش فساد، کشت و و قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه، مهاجرت و قاچاق انسان، معتاد ساختن جوانان، ترويج انواع بزهکاری های اجتماعي و فسادهای اخلاقي از تن فروشي زنان تا زوال اخلاق و انصاف و جوان مردی و غيرت و شهامت زنان و مردان اين سرزمين، مقدمات و زمينه های فروپاشي و نابودی مردم و جامعۀ  ما را فراهم بسازند.
سه و نيم ميليون يعني بنا بر آمارهای رسمي خود دولت افغانستان %11 مردم افغانستان معتاد به مواد مخدر شده اند. اين مصيبت را کارشناسان اجتماعي مي دانند، که چه معني مي دهد. وقتي که يک نفر معتاد مي شود، بعد از مدت کوتاه، او چندين نفری ديگر را که از اعضای خانواده و دوستان نزديک اش هستند، معتاد مي کند و اين رقم 11 في صد در 5 سال اينده يقينا" دو برابر و در 10 سال آينده 3 تا 4 برابر خواهد شد. از آنجايي که آنها هيچگونه حمايت مالي و کمک نمي شوند، لذا به فروش مواد مخدر، درزدی، تن فروشي و ديگر جرايم رو مي آورند و در بيست سال آينده اين خطر وجود دارد که نيم جامعه افغانستان معتاد به مواد مخدر شوند. اين يعني نابودی يک ملت و يک کشور. دولت افغانستان مي گذارد که کشت مواد مخدر آزادانه در خيلي از مناطق افغانستان انجام شود. مثلا" ولايت هلمند يکي بزرگترين توليد کننده های مواد مخدر است، اما دولت و جامعه جهاني گذاشته اند که زارعان و قاچيان راحت کار شان را بکنند.
نا امني به اوج خود رسيده است. هر روز ده ها و صدها نفر کشته مي شوند.
حوادث المناک اخير در نقاط مختلف افغانستان، که منجر به وارد شدن تلفات و خسارات زياد به مردم و جامعه شده اند، دل هر انسان را بشدت مي آزارند. کشته و زخمي شدن صدها تن، بخصوص مردم ملکي در مدت يک چند هفته در کابل، غزني، فارياب، بغلان، کندز و حمله امروز در ننگرهار بسيار تکان دهنده بودند. اين حملات گويای اين واقعيت تلخ هستند، که غير نظاميان در هيچ جای افغانستان امنيت ندارند و هدف تروريستان فقط کشتن انسان است. خون هموطنان مظلوم ما را در هرجا و به بدترين شکل مي ريزانند، از ننگرهار تا غزني، الي کابل، فارياب و بغلان و ديگر نقاط کشور. تروريستان پشتون، تاجيک، هزاره و ازبک و هندو و مسلمان نمي شناسد و همه را هر روزه مي کشند. حتي در پايتخت کشور، مردم امنيت ندارند.
چندی قبل حملات انتحاری در يک مکتب و پس از آن در يک کلب ورزشي و بعد به کاروان حاميان قهرمان ملي احمد شاه مسعود و امروز در مهمند دره ننگرهار که منجر به کشته و زخمي شدن حدود 200 تن در مهمند دره ولايت ننگرهار شد، که در تمام اينها مردم ملکي به شهادت رسيدند و جنايت کاران با اين اعمال شان مرتکب جنايت جنگي و جنايت عليه بشريت گرديدند.
مردم ما قرباني جهل و فقر مي شوند. يک جوان بيسواد و فقير توسط ملاهای جاني، تحت استخبارات منطقه مغز شويي مي شود و اين جوان بد بخت متاسفانه با عمل وحشيانه ای خودش دهها انسان مسلمان هموطن خودش را مي کشد به قصد اينکه به بهشت برود و در آنجا 72 حور العين بهشتي گيرش بيايد. غافل از اينکه بداند که در زير خاک فقط کرم ها و مارهای جهنم به سراغش خواهند رفت. 
معلوم نيست که کي جنگ و مشکلات در افغانستان ختم مي شوند. 40 سال جنگ های بي وقفه و مهيب مردم را خسته ساخته است. در اين چهل سال هر روز زندگي مردم ما همراه با مصيبت و غم و اندوه بوده است. چهارده گذشت و هنوز هم جنگ ها دوام دارند و هر روز حادثه های درناک جديد رخ مي دهند. بدتر از همه اينکه کشتار مردم مظلوم و بي گناه آنقدر تکرار شده است، که تبديل به يک روند عادی گرديده است. هيچ کس در برابر اين همه جنايت پاسگو نيست! در هر حادثه، مردم جنازه ها را بخاک مي سپارند و فريادهای آنها را دولت و جامعه جهاني نمي شنوند. مسئولين امور مملکت، خاک به چشم مردم مي زنند و هر بار فقط چند جمله را تکرار مي کنند: � ما با بيشتر از 20 گروه تروريستي در نبرد هستيم و دست استخبارات منطقه در اين حادثه دخيل بوده و  اين جنايت قبلا" در فلان کشور پلان گذاری شده بود، ما از قبل آنرا خبر داشتيم، ولي فکر نمي کرديم که...،�.
وقتي که دولت، کاملا" ناتوان، غرق در فساد، پر از افراد بي کفايت، فساد پيشه، غير مسوول، کاملا" بي تفاوت نسبت به سرنوشت مردم و وطن است؛ وقتي که هر روز گروه گروه، مردم بيگناه ملکي در نقاط مختلف کشور بدست گروه های مسلح بي رحم، قتل عام مي شوند و هيچ که کسي و نهادی (نه دولت افغانستان و نه قوای بين المللي) پاسخگوی آن نيست، چه بايد کرد؟ راه حل چيست؟ فايده ای اين دولت و فايده ای حضور قوای بين المللي در افغانستان چيست؟ مهم ترين وظيفه و مسئوليت دولت افغانستان چه مي باشد؟ آيا تامين امنيت مردم و دفاع از جان، ناموس، مال مردم و دفاع از خاک افغانستان اساسي ترين و مهم ترين وظيفه دولت نيست؟
اگر بجای سران حکومت فعلي، حتي چند نفر دزد با غيرت و سر گردنه هم در حکومت مي بودند، لا اقل وقتي که شکم های شان سير و خورجين های شان پر بودند، ديگر بيشتر از آن غيرت و جوان مردی شان اجازه نمي داد، که مردم اين سرزمين را بيشتر از آن رنج و عذاب بدهند، اما متاسفانه امروز وضعيت طوری است، که هر روز عزا و ماتم است. بد تر از همه اين است، که کسي نمي داند چه کسي دوست و چه کسي دشمن است؟ حتي مردم به سران دولت و قوای بين المللي شک دارند؟ اين قضيه مانند قصه معروف، حمام رفتن صبح زود آن نفر است که پاهای گرد کيسه مال، دخل چي، ترافيک، پوليس را ديده بود و وحشت زده فرار مي کرد و به هرکس که مي گفت در حمام کساني را ديده است، که پاهای شان گرد بودند، آن شخص نيز پاهای خود را نشان مي داد و مي پرسيد که آيا پاهای آنها نيز مانند پاهای من گرد بودند؟ حالا در افغانستان نيز متاسفانه پاهای خيلي ها گرد اند، لا اقل در نظر مردم که از هر طرف سيلي و ضربه و تير خورده اند و نمي دانند، که به چه کسي اعتماد کنند و از چه کسي کمک بخواهند، مي ترسند که پاهای او هم گرد باشند.
در چنين اوضاع و احوال، که مهم ترين سئوال اين است که چه بايد کرد که امنيت مردم ملکي تامين شود؟ شايد وقت آن رسيده باشد که مردم در تامين امنيت شان در کنار قوای مسلح افغانستان همکاری کنند و امنيت مناطق مسکوني شان را خود مردم هر منطقه برعهده بگيرد.

افزايش نا امني ها نگراني های روز افزون مردم را بيشتر ساخته است؛ آيا مردم بايد امنيت خود شان را خودشا

افزايش نا امني ها نگراني های روز افزون مردم را بيشتر ساخته است؛ آيا مردم بايد امنيت خود شان را خودشان تامين کنند؟
اوضاع امنيتي افغانستان متاسفانه هر روز بدتر شده است. با وجود اينکه بيش از 350 هزار نيروی مسلح دولتي و پشتيباني همه جانبۀ نظامي، مالي، تخنيکي، سياسي امريکا، سازمان نظامي ناتو، اتحاديه اروپا، سازمان ملل، بانک جهاني و ديگر کشورها و سازمان های بزرگ و مقتدر جهان از دولت افغانستان حمايت مي کنند، پس چرا وضعيت امنيتي کشور رو به بدتر شدن پيش مي رود؟
قرباني اصلي خشونت ها مانند هميشه، مردم غير نظامي بوده اند. مسئوليت تامين امنيت مردم بر عهده کي است؟


امروز حادثه خونين يازده سپتمبر بود که بخاطر ان امريکا به افغانستان حمله کرد. 17 سال از آن تاريخ مي گذرد و اوضاع افغانستان بدتر از گذشته شده است. اگر قبلآ  فقط چند گروه محدود تروريستي بودند، اکنون گفته مي شود که بيشتر از 20 گروه است.


چندين هزار ميليارد دالر در افغانستان پول مصرف شده است، معلوم نيست که اين پول های سر سام آور چه شده اند؟ از بازسازی و نوسازی افغانستان خبری نيست، اگر بعضي جاها بازسازی هم شده است، بيشتر خود مردم همت کرده و با پول های خودشان بازسازی و نو سازی نموده اند. بنا" آن همه پول که داخل افغانستان شده اند، توسط خود خارجي ها و مافيای داخلي که اکثر آنها اعضای دولت بوده اند، چور و دزدی شده اند و بدون آنکه هيچ نفعي برای مردم و جامعۀ افغانستان داشته باشند، ضررهای آن برای ما بي شمار بوده است. عليرغم آنکه بد نامي آن به کشور ما بعنوان يکي از فاسد ترين کشورهای جهان رسيده است، مردم و کشور ما را به مرحله ای نابودی رسانده است. اين پول ها باعث شده اند که حلقه های از مافيای داخلي و خارجي بوجود بيايند که اولا" افغانستان را بخاطر تامين منافع شان نا امن نگهدارند و دوما" مهره های فاسد خود شان را در قدرت نگهدارند تا اوضاع همانطور بي ثبات و نا آرام بمانند. سوما" از طريق دوام جنگ، نا امني، تفرقه افگني، تبعيضات، فقر، بيکاری، گسترش فساد، کشت و و قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه، مهاجرت و قاچاق انسان، معتاد ساختن جوانان، ترويج انواع بزهکاری های اجتماعي و فسادهای اخلاقي از تن فروشي زنان تا زوال اخلاق و انصاف و جوان مردی و غيرت و شهامت زنان و مردان اين سرزمين، مقدمات و زمينه های فروپاشي و نابودی مردم و جامعۀ  ما را فراهم بسازند.


سه و نيم ميليون يعني بنا بر آمارهای رسمي خود دولت افغانستان %11 مردم افغانستان معتاد به مواد مخدر شده اند. اين مصيبت را کارشناسان اجتماعي مي دانند، که چه معني مي دهد. وقتي که يک نفر معتاد مي شود، بعد از مدت کوتاه، او چندين نفری ديگر را که از اعضای خانواده و دوستان نزديک اش هستند، معتاد مي کند و اين رقم 11 في صد در 5 سال اينده يقينا" دو برابر و در 10 سال آينده 3 تا 4 برابر خواهد شد. از آنجايي که آنها هيچگونه حمايت مالي و کمک نمي شوند، لذا به فروش مواد مخدر، درزدی، تن فروشي و ديگر جرايم رو مي آورند و در بيست سال آينده اين خطر وجود دارد که نيم جامعه افغانستان معتاد به مواد مخدر شوند. اين يعني نابودی يک ملت و يک کشور. دولت افغانستان مي گذارد که کشت مواد مخدر آزادانه در خيلي از مناطق افغانستان انجام شود. مثلا" ولايت هلمند يکي بزرگترين توليد کننده های مواد مخدر است، اما دولت و جامعه جهاني گذاشته اند که زارعان و قاچيان راحت کار شان را بکنند.


نا امني به اوج خود رسيده است. هر روز ده ها و صدها نفر کشته مي شوند.
حوادث المناک اخير در نقاط مختلف افغانستان، که منجر به وارد شدن تلفات و خسارات زياد به مردم و جامعه شده اند، دل هر انسان را بشدت مي آزارند. کشته و زخمي شدن صدها تن، بخصوص مردم ملکي در مدت يک چند هفته در کابل، غزني، فارياب، بغلان، کندز و حمله امروز در ننگرهار بسيار تکان دهنده بودند. اين حملات گويای اين واقعيت تلخ هستند، که غير نظاميان در هيچ جای افغانستان امنيت ندارند و هدف تروريستان فقط کشتن انسان است. خون هموطنان مظلوم ما را در هرجا و به بدترين شکل مي ريزانند، از ننگرهار تا غزني، الي کابل، فارياب و بغلان و ديگر نقاط کشور. تروريستان پشتون، تاجيک، هزاره و ازبک و هندو و مسلمان نمي شناسد و همه را هر روزه مي کشند. حتي در پايتخت کشور، مردم امنيت ندارند.
چندی قبل حملات انتحاری در يک مکتب و پس از آن در يک کلب ورزشي و بعد به کاروان حاميان قهرمان ملي احمد شاه مسعود و امروز در مهمند دره ننگرهار که منجر به کشته و زخمي شدن حدود 200 تن در مهمند دره ولايت ننگرهار شد، که در تمام اينها مردم ملکي به شهادت رسيدند و جنايت کاران با اين اعمال شان مرتکب جنايت جنگي و جنايت عليه بشريت گرديدند.
مردم ما قرباني جهل و فقر مي شوند. يک جوان بيسواد و فقير توسط ملاهای جاني، تحت استخبارات منطقه مغز شويي مي شود و اين جوان بد بخت متاسفانه با عمل وحشيانه ای خودش دهها انسان مسلمان هموطن خودش را مي کشد به قصد اينکه به بهشت برود و در آنجا 72 حور العين بهشتي گيرش بيايد. غافل از اينکه بداند که در زير خاک فقط کرم ها و مارهای جهنم به سراغش خواهند رفت. 


معلوم نيست که کي جنگ و مشکلات در افغانستان ختم مي شوند. 40 سال جنگ های بي وقفه و مهيب مردم را خسته ساخته است. در اين چهل سال هر روز زندگي مردم ما همراه با مصيبت و غم و اندوه بوده است. چهارده گذشت و هنوز هم جنگ ها دوام دارند و هر روز حادثه های درناک جديد رخ مي دهند. بدتر از همه اينکه کشتار مردم مظلوم و بي گناه آنقدر تکرار شده است، که تبديل به يک روند عادی گرديده است. هيچ کس در برابر اين همه جنايت پاسگو نيست! در هر حادثه، مردم جنازه ها را بخاک مي سپارند و فريادهای آنها را دولت و جامعه جهاني نمي شنوند. مسئولين امور مملکت، خاک به چشم مردم مي زنند و هر بار فقط چند جمله را تکرار مي کنند: « ما با بيشتر از 20 گروه تروريستي در نبرد هستيم و دست استخبارات منطقه در اين حادثه دخيل بوده و  اين جنايت قبلا" در فلان کشور پلان گذاری شده بود، ما از قبل آنرا خبر داشتيم، ولي فکر نمي کرديم که...،».
وقتي که دولت، کاملا" ناتوان، غرق در فساد، پر از افراد بي کفايت، فساد پيشه، غير مسوول، کاملا" بي تفاوت نسبت به سرنوشت مردم و وطن است؛ وقتي که هر روز گروه گروه، مردم بيگناه ملکي در نقاط مختلف کشور بدست گروه های مسلح بي رحم، قتل عام مي شوند و هيچ که کسي و نهادی (نه دولت افغانستان و نه قوای بين المللي) پاسخگوی آن نيست، چه بايد کرد؟ راه حل چيست؟ فايده ای اين دولت و فايده ای حضور قوای بين المللي در افغانستان چيست؟ مهم ترين وظيفه و مسئوليت دولت افغانستان چه مي باشد؟ آيا تامين امنيت مردم و دفاع از جان، ناموس، مال مردم و دفاع از خاک افغانستان اساسي ترين و مهم ترين وظيفه دولت نيست؟ 


اگر بجای سران حکومت فعلي، حتي چند نفر دزد با غيرت و سر گردنه هم در حکومت مي بودند، لا اقل وقتي که شکم های شان سير و خورجين های شان پر بودند، ديگر بيشتر از آن غيرت و جوان مردی شان اجازه نمي داد، که مردم اين سرزمين را بيشتر از آن رنج و عذاب بدهند، اما متاسفانه امروز وضعيت طوری است، که هر روز عزا و ماتم است. بد تر از همه اين است، که کسي نمي داند چه کسي دوست و چه کسي دشمن است؟ حتي مردم به سران دولت و قوای بين المللي شک دارند؟ اين قضيه مانند قصه معروف، حمام رفتن صبح زود آن نفر است که پاهای گرد کيسه مال، دخل چي، ترافيک، پوليس را ديده بود و وحشت زده فرار مي کرد و به هرکس که مي گفت در حمام کساني را ديده است، که پاهای شان گرد بودند، آن شخص نيز پاهای خود را نشان مي داد و مي پرسيد که آيا پاهای آنها نيز مانند پاهای من گرد بودند؟ حالا در افغانستان نيز متاسفانه پاهای خيلي ها گرد اند، لا اقل در نظر مردم که از هر طرف سيلي و ضربه و تير خورده اند و نمي دانند، که به چه کسي اعتماد کنند و از چه کسي کمک بخواهند، مي ترسند که پاهای او هم گرد باشند.
در چنين اوضاع و احوال، که مهم ترين سئوال اين است که چه بايد کرد که امنيت مردم ملکي تامين شود؟ شايد وقت آن رسيده باشد که مردم در تامين امنيت شان در کنار قوای مسلح افغانستان همکاری کنند و امنيت مناطق مسکوني شان را خود مردم هر منطقه برعهده بگيرد.

دومين گردهم آيي سرتاسری سران انجمن های افغانها در فنلند

دومين نشست دو روزۀ سران انجمن های افغانهای مقيم فنلند به تاريخ 27 و 28 ماه آگست 2016 در هتل نوکسيوی  شهر اسپو در جنوب فنلند برگزار شد. در اين گردهم آيي مهم مسئولان و نماينده گان انجمن های افغانها از نقاط مختلف فنلند حضور داشتند.

برنامه های دو روزۀ اين نشست، شامل آموزش توسط کارشناسان فنلندی و افغاني، اجلاس پيرامون اوضاع افغانهای فنلند، همکاری بين انجمن ها و تلاش برای حل مسايل افغانها بودند.

در اين اجلاس موضوعات مهم ذيل فيصله شدند:

1) همکاری نزديک بين انجمن های افغانهای فنلند 

2) تلاش برای حل مشکلات مهاجرين افغانهای تازه آمده

3) همکاری در امر وفق يابي و پيشرفت های افغانها در فنلند

4) ارسال نامه به سفارت افغانستان در ناروی برای حل مشکلات ناشي از گرفتن پاسپورت و غيره

5) ايجاد اتحاديه سرتاسری انجمن های افغانها

6) دوام نشست ها و کارهای مشترک برای ارائۀ خدمات بهتر برای افغانهای فنلند و بالا بردن توانمنديها و ظرفيت های انجمن های افغانها

اين گردهم آيي از طرف انجمن ليسه تابستاني فنلند و اکادمي فنلند- افغانستان «افا» سازماندهي شده بود و مخارج آن از طرف پروژه مشترک آن دو نهاد با بودجۀ وزارت کار و امور اقتصادی فنلند تامين شده بود.

گزارش کامل اين نشست با تصاوير آنها در صفحات اينترنتي اکادمي فنلند- افغانستان «افا» منتشر شده است. برای خواندن گزارش و ديدن تصاوير به يکي از آدرس های ذيل مراجعه کنيد:

آدرس وبلاگ: www.afa15.wordpress.com

اينجا را کليک کنيد گزارش در وبلاگ

 

آدرس فيسبوک: https://www.facebook.com/1AFAry/?fref=ts

اينجا را کليک کنيد گزارش در فيسبوک افا

اوضاع افغانستان و دلايل دوام جنگها و مشکلات آن

افغانستان از لحاظ جغرافيايي دارای موقعيت استراتژيک بوده و در قلب آسيا قرار دارد. اين کشور مانند يک چهار راه است، که چهار ضلع آسيا را بهم وصل مي کند.  در اطراف آن کشورهای مهم و قدرتمندی چون چين، هند، پاکستان، ايران، کشورهای اسيای مرکزی که دارای ذخاير و منابع نفت، گاز، معادن زياد هستند قرار دارند. کمي دور تر از آن روسيه و کشورهای عربي خليج فارس و ترکيه مي باشند که بنحوی از انحا در مسايل افغانستان دست داشته اند. 

افغانستان از لحاظ معادن و ذخائر نفت و گاز بسيار غني و  دست ناخورده است. از لحاظ ترکيب قومي ساکنان آن بسيار متنوع هستند. 

قريب به سه دهه است، که در آن کشور جنگ ها بدون وقفه ادامه داشته اند. اين سئوال پيش مي آيد، که چرا اين جنگها خاتمه نمي يابند؟ تقريبا" هر جنگي يک دهه را سپری مي کند و بعد بجای اينکه خاتمه يابد، برعکس شکل و ماهيت خود را تغيير داده و با يک نوع و آهنگ ديگر بشدت بيشتر از پيش ادامه مي يابند. چنگهای هر دهه نسبت به جنگهای دهه های گذشته به مراتب خشن تر و غير انساني تر بوده اند.  معلوم نيست که اهداف اصلي اين جنگها چيست؟ شعارها و عملکردها کاملا" باهم متفاوتند. کساني مثلا" شعار اسلام را سر مي دهند و مردم مسلمان و مظلوم را به خاک و خون مي کشند و آواره و بيخانه مي کنند، چطور مي توانند به اسلام و مسلمانان خدمت کنند؟ معلوم نيست که چه کساني، گروههايي و يا کشورهايي از دوام جنگها سود مي برند و منافع هرکدام آنها چه اندازه است؟

صد البته قربانيان اصلي اين جنگها مردم غير نظامي و بيگناه بوده اند. اقشار ضعيف جامعه مانند اطفال، زنان و اقليت های قومي و مذهبي بيشتر از همه صدمه و زيان مي بينند. پاسخ به اين سئوالها بسيار دشوار است. هر چه انسان به اوضاع افغانستان عميق تر فکر مي کند به همان اندازه پي مي برد، که دست های پيدا و پنهان زياد در مسايل افغانستان دخيل اند و مسايل اين کشور بسيار پيچيده و گسترده اند.  

از نظر من، مشکلات افغانستان بطور کل در سه دايره شکل مي گيرند، که عبارتند از مشکلات و عوامل داخلي و دوم مسايل و نزاعهای منطقه ای و سوم مسايل بين المللي. اين سه عامل اساسي مشکلات افغانستان بوده و به اين دليل حل مسايل افغانستان بسيار پيچيده و دشوار بوده است. دليلي که بحران افغانستان تا هنوز حل نشده است نيز پيچيدگي و گستردگي آن بوده است، که تنها به داخل افغانستان محدود نمي شود، اما مشکلات داخل افغانستان زمينه ساز مداخلات بيروني و پيچيدگي مسايل شده است. در داخل افغانستان فقر و جهل دو عامل اساسي مشکلات جامعه بوده اند، که اين دو عامل صدها مشکل ديگر را چون بي عدالتيهای اجتماعي، تبعيضات، بنيادگرای افراطي، فساد اداری و ...، بوجود آورده اند. دايره دوم يعني مسايل منطقه اي باعث شده اند، که نزاعهای کشورهای منطقه در داخل افغانستان دوام کنند و مردم و جامعۀ افغانستان قرباني مشکلات کشورهای منطقه شوند. عامل سوم يعني مسايل جهاني بوده است. مشکلات چون تروريزم و افراط گرايي، مواد مخدر، قاچاق انسان، قاچاق اسلحه، مسايل بين المللي اقتصادی و ديگر مسايل سبب دوام بحران و مشکلات در افغانستان شده اند. 

حامد شفايي

مبارک باد روز جهاني زن!

روز جهاني زن به تمام زنان جهان مبارک باد!

با اينکه در هر سال تغييرات مثبتي برای احقاق حقوق حقۀ زنان بوجو مي آيد، اما تاهنوز زنان در اقصي نقاط جهان از نابرابريها و مشکلات رنج مي برند. 

اميد است که نابرابري ها، تبعيض ها، تعصب ها، خشونت ها، تحقير ها، ستم ها در برابر زنان و دختران پايان يابند و بانوان در امنيت، عدالت، برابری، ازادی، آسايش و خوشي در سراسر جهان زندگي کنند!

نصرالله پيک دانشجوی ممتاز رشته مديا در بخش پيام رساني صوتي تصويری دردوره مستند سازی تلويزيون شناخته

آقای نصر الله پيک که ساليان طولاني در بخش رسانه های صورتي و تصويری فعال بوده و صدها مستند صوتي تصویری و هزاران عکس با ارزش از افغانستان توليد و منتشر نموده است، در خارج از کشور نيز به اين فعاليتهای ارزنده و مهم خويش ادامه داده است. وی ضمن اينکه در هر سال مستندها و تصويرهای گوناگوني از وقايع جامعه افغاني و فنلندی تهيه نموده ونمایشگاه های عکس دایرکرده است، حدود پنج سال است که اين رشته را درمراکز اکاديميک و علمي پیگیر بوده و در موسسه های معتبر آموزشي فنلندی تحصيل کرده و با تئوريها، شيوه ها و ابزارها و تکنولوژی نو اين رشته  آشنا شده است. آقای پيک تاکنون صاحب دو مدرک تحصيلي حرفوی در رشته ای فوق گرديده است. همچنين وی  در رشته رسانه تصويری يک شرکت رسمي و ثبت شده ای خصوصي نيز در فنلند دارد که از چند سالي به اين سو مشغول خدمات تصویری ومستند سازی  حرفه ای مي باشد.

5p

اخيرا" در مراسم فراغت تحصيلي آقای پيک، نام ايشان بعنوان دانشجوی ممتاز رشتۀ رسانه در ميان دهها محصل هم دوره اش اعلان شد و جايزه استيپندی تحصيلات حرفه ای پيام رساني صوتي تصويری، مستند سازی تلويزيون به ايشان اختصاص يافت.

دليل مهم اختصاص يافتن اين جايزه ممتاز را مسئول بخش برنامه در وقت دادن جايزه وهمچنين استاد ايشان خانم ريتتا گرانات " Riitta Granath "  در فيسبوک خود با دانشجویان چنين بيان کرده است: " اختصاص يافتن جايزه استيپيندی به نصر الله پيک به اين دليل است که نصر الله پيک با فعاليتها و توانمنديهای شخصي خود نشان داده است که داستان انسان، خودش زندگي مستند است. وقتي محيط و شرايط دشوار است، اثر وی سخن مي گويد. پيک در شرايط و اوضاع دشوار فعالانه کار نموده و در طول زندگي اش آموخته و فعاليتهای موثر داشته است".

اينجانب بعنوان نويسنده ای اين گزارش که در فنلند با آقای پيک آشنا شدم و بيش از ده سال است که با وی مشغول فعاليتهای فرهنگي و اجتماعي در فنلند بوده ام، به واقعيت ايشان را شخصيتي بي نهايت فعال، متعهد، با اخلاق، مسلکي در رشته ای تخصصي خودش يافتم و اين موفقيت بزرگ ايشان را به خودش و خانواده اش و تمام جامعه ای افغاني تبريک مي گويم و موفقيتها و دست آوردهای عالي تر و بيشتر ايشان را خواستارم!

20 ماه جون 2014، هلسينکي

حامد شفايي

منابع:

ريتتا گرانات استاد رشته ميديا

Riitta Granath

3p (1) 

 2p

3p (2)

غرب افغانستان را ترک مي کند- آشفتگي و هرج و مرج تهديد مي کند

Länsi jättää Afganistanin – kaaos uhkaa

غرب افغانستان را ترک مي کند- آشفتگي و هرج و مرج تهديد مي کند

افغانستان نو؟

نيروهای بين المللي خارج مي شوند و رئيس جمهور نو برای کشور انتخاب مي گردد.

افغانسستانيها با نگراني در انتظار سال آينده هستند.

بقلم: خانم کتری مری کلليو Katri Merikallio

منتشر شده در مجله ای فنلندی: سومين کواليهتي Suomen Kuvalheti ، شماره 51 دسمبر2013، صفحه 20 تا 23

ترجمه از زبان فنلندی به دری: حامد شفايي

 

نيروهای بين المللي ياری امنيت پس از 12 سال حضور و جنگ تا آخر سال 2014 از افغانستان خارج مي شوند. بجای اين نيروها قرار است که يک نيروی 15 هزار نفری تحت فرماندهي ناتو جای گزين شود که وظيفه ای اصلي آنها در قدم اول آموزش قوای مسلح افغانستان و حمايت از آنها است.  در حال حاضر 84000 سرباز خارجي در افغانستان حضور دارند که 60000 هزار تن از آنها سربازان امريکايي هستند. در شديدترين سالهای جنگ، 150000 سرباز خارجي در افغانستان بودند.

مسئوليت تامين امنيت در اين سال از قوای بين المللي به اردو و پوليس ملي افغانستان سپرده شد. آخرين مناطقي که مسئوليتش به نيروهای مسلح افغانستان سپرده شد، مناطق شرقي افغانستان و همچنين ولايت قندهار يعني شهر زادگاه طالبان بودند.

آقای ياروينپا Järvenpää که سفير فنلند بين سالهای 2010 تا 2013 در افغانستان بود مي گويد که اين انتقال، خيلي خوب و با موفقيت انجام يافت. وی اظهار داشت که ": جنگهای رو در رو خيلي کم رخداد."

البته آقای ياروينپا بر اين باور است که اين آرامش موقتي ممکن است پيش قدم يکسری حملات طوفاني باشد. " بنظر مي رسد که شورشيان قصد برنامه ريزی حمله های شديدتری را برای نشان دادن توان و قدرت شان در سال 2014 دارند، که در آن صورت سال دشواری در پيشروخواهد بود."

وقتهای دشوار ديده مي شود که از همين حالا پيش از پيش شروع شده است. امريکا و افغانستان به بن بست رسيده اند. حامد کرزی رئيس جمهور افغانستان از امضای قرار داد امنيتي بين دو کشور که روابط و همکاری آنها را پس از اين تعيين مي کند، بطور مداوم خود داری کرده است. اجلاس لويه جرگه عنعنوی که برای مسايل مهم در افغانستان برگزار مي شود، بخاطر اين موضوع داير شد و لويه جرگه اين قرار داد را پذيرفت؛ اما رئيس جمهور افغانستان مي گويد که اين قرارداد را رئيس جمهور آيندۀ افغانستان امضاء کند. ايالات متحده امريکا اخطار داده است که اگر تا پايان امسال قرار داد امنيتي امضاء نگردد، تمام نيروهای خود را در يک زمان بندی سريع از افغانستان خارج  مي کند. خروج سريع قوای بين المللي ممکن است سبب بحران در افغانستان شود. انتخابات رياست جمهوری افغانستان و کمکهای بين المللي به افغانستان مي توانند بخشي از خطرات جدی باشند که افغانستان با امضاء نکردن به موقع اين قرار امنيتي دچار خواهد شد.

ايالات متحد امريکا و افغانستان عملا" مذاکرات شان قطع شده است.

ناتو: حضور ناتو در افغانستان بعنوان يک ماموريت موفق و بزرگ در تاريخ ثبت نخواهد شد. پس از 12 سال جنگيدن، افغانستان هنوز به صلح و امنيت قطعي دست نيافته است.

وقتي قوای امريکا در خزان سال 2001 به افغانستان حمله کرد، حکومت طالبان و نيروهای مسلح آنها ضعيف بودند و براحتي از قدرت برکنار شده و به اطراف پايتخت رانده شدند. حالا طبق برآورد ناتو، طالبان دارای 30000 تا 35000 هزار نفر است. بنا بر گفته ای سفير سابق فنلند آقای ياروينپا، جامعه بين المللي يکسری اشتباهات را در افغانستان داشته است، بخصوص در آغاز حضور شان. بزرگترين آنها فراموش کردن مناطق دور افتاده و اطراف بود. وی مي گويد: "ميلياردها دالر برای شهرهای بزرگ اختصاص داده شد که رقم های هنگفت اين پول ها بخاطر وجود فساد اداری بالا به جيب های کارمندان رفت." بيشتر شهروندان افغانستان در دهات و قريه های دور افتاده و محروم زندگي مي کنند که اين مناطق هيچ تغييری مثبتي نکرده اند؛ بلکه برعکس، جنگ خيلي از اين مناطق را ويران کرده است، پوليس و دستگاه قضايي و ماموران اداری آلوده به فساد حتي نتوانستند شرايط اوليه زندگي را در اين مناطق برای مردم تامين کنند.

آقای سفير ياروينپا اظهار داشت که: "نارضايتي مردم عادی اطراف از دولت، زمينه را برای نفوذ طالبان و حمايت از اين گروه در روستاها و قريه های دور افتاده مساعد ساخته است."

اکنون طالبان قوی تر و راحت تر از گذشته در قريه های دور و فراموش شده افغانستان و همچنين در خاک پاکستان در انتظار بسر مي برند تا قوای بين بين المللي از افغانستان خارج شوند.

اگرچه ميزان تلفات نظامي در سال 2013 کم بود، اما برای مردم ملکي اين سال خونين بود. در نيمه اول سال 2013 مطابق به آمار سازمان ملل متحد، 1319 نفر ملکي در جنگ به قتل رسيدند، 2500 تن زخمي شدند. اين آمار تلفات به تناسب ميزان تلفات در سال قبل در آن زمان، 4 برابر زيادتر است. اين تقريبا" نزديک به آمار تلفات سال 2011 است که خونين ترين سال در دوره ای حضور نيروهای بين المللي در افغانستان بود.

دو سوم از قربانيان در حمله های گروه طالبان و ديگر شورشيان مسلح و يا بر اثر انفجار مين ها و بمب های کنار جاده ای آنها بقتل رسيده و يا زخمي شدند که از اين تعداد 231 کشته و 529 زخمي طفل بودند. ميزان تلفات و زخمي های اطفال به تناسب سال گذشته سه چهارم افزايش داشته است. در نيمه اول سال 2013 تعداد حملات انتحاری 32 مورد بود که بر اثر آنها 149 نفر کشته شدند.

در سال 2013 بخصوص کارمندان دولت، قاضي ها، ملاهای مساجد و افراد عادی ملکي که بنحوی از انحاء حامي و طرفدار قوای بين المللي بودند از سوی طالبان بقتل رسيده و يا ربوده شدند.

اگر در کشور ثبات و امنيت حفظ شود، 5 اپريل 2014 که در آنروز انتخابات رياست جمهوری برگزار مي شود، يک واقعه مهم تاريخي در افغانستان خواهد بود که از راه انتخابات قدرت از يک رئيس جمهور به رئيس جمهور منتخب جديد انتقال مي يابد. رئيس جمهور فعلي افغانستان آقای کرزی که دو دور رئيس جمهور اين کشور بوده است بنا بر قانون افغانستان، بيشتر از اين نمي تواند کانديد مقام رياست جمهوری شود.

از کانديدان انتخابات دوره ای قبل، داکتر عبدالله، مرد 54 ساله است. او رقيب اصلي آقای کرزی در انتخابات رياست جمهوری دوره ای پيش در سال 2009 بود که در آنوقت کرزی در سطح وسيعي متهم به انجام تقلب در انتخابات شد. عبدالله، 5 سال وزيرخارجه افغانستان در آغاز دهه 2000 بود. به عبارت ديگر داکترعبدالله از نزديکان فرمانده فقيد احمد شاه مسعود شناخته مي شود که ممکن است بتواند رای خيلي از تاجيکها و پشتونها را بدست آورد که حمايت دو قوم تاجيک و پشتون در انتخابات مي تواند شانس پيروزی را افزايش دهد.

دومين کانديد مشهور آقای زلمي رسول، مرد 73 ساله است. او نيز وزير خارجه سابق افغانستان است. آقای رسول، 10 سال مشاور کرزی در مسايل سياسي و امنيتي بود که بخاطر کانديد شدن در انتخابات رياست جمهوری از مسئوليت های خود در ماه اکتبر 2013 استعفاء داد.

سومين کانديد قوی آقای اشرف غني احمد زی، مرد 64 ساله است. او پست مهم پروسه انتقال مسئوليت های امنيتي را از نيروهای بين المللي آيساف به نيروهای اردو و پوليس ملي افغانستان برعهده داشت. اشرف غني تحصيلات عالي خود را در امريکا گذرانده و سالها کارمند بانک جهاني بود. او در سال 2001 به افغانستان بازگشت و به مدت 2 سال وزير امور ماليه بود. او همچنين در انتخابات قبلي رياست جمهوری کانديد بود.

همچنين کانديد ديگر آقای قيوم کرزی يکي از برادران رئيس جمهور کرزی است که به کار تجارت مشغول است.  انتظار نمي رود که هيچ کدام از 11 نفر کانديد بتواند در دور اول رای کافي بدست آورد؛ بنا بر اين خيلي احتمال مي رود که انتخابات به دور دوم کشيده شود. انتخابات دور دوم در ماه جون ميلادی برگزار خواهد شد. همراه با انتخابات رياست جمهوری، انتخابات شوراهای ولايتي نيز مي باشد. " فضای گرم و پر شوری در افغانستان خواهد بود."  

آقای يوها متتي سيپنين Juha Matti Seppänen هماهنگ کننده ای پروژه صلح مربوط به سازمان CMI در شمال افغانستان مي گويد: "خيلي چيزها معلق مانده اند و در انتظار نتايج انتخابات هستند."

عدم اطمينان از آينده در چهره همه مشاهده مي شود. ارزش پول افغاني در برابر ارزهای خارجي و همچنين قيمت های خانه ها پائين آمده است. توسعه و پيشرفت اقتصادی کند شده است. جوانان تحصيل کرده با جديدت به دنبال يافتن کار و مکان تحصيلي در خارج از کشور هستند. خروج قوای بين المللي مي تواند از لحاظ اقتصادی تاثير متنوع و فراواني به افغانستان بگذارد. در اطراف بيش از يکصد هزار سرباز خارجي غول اقتصادی سکتور خدمات به اين سربازان ايجاد شده است که عايد آن تقريبا" برابر با نصف توليد ناخالص کل افغانستان است. هزاران نفر راننده، پرسنل امنيتي، نظافت چي، کارگران رستوران، ترجمان و غيره که اکنون مشغول کار برای سربازان خارجي هستند در فکر اين مي باشند که پس از خروج قوای خارجي چه کار کنند و از کجا امرار معاش نمايند.

سفير سابق فنلند اقای ياروينپا هشدار مي دهد که جامعه جهاني نبايد افغانستان را تنها رها کند.

تعهدات بزرگي به افغانستان داده شده است: برای حمايت از قوای نظامي سالانه 3 ميليارد دالر وعده سپرده شده است و برای کمک به مردم ملکي نيز به همين مقدار کمک تعهد داده شده است. در تعهدنامه با جديت تاکيد بر مبارزه با فساد اداری و بهبودی حکومت داری خوب شده است. البته دولت افغانستان به اين تعهدات خودش عمل نکرده است. فساد اداری در حد گسترده ای هنوز وجود دارد و از حکومتداری خوب خبری نيست. بعنوان مثال کشور ناروی در ماه اکتبر اعلان کرد که بخشي از کمکهای خود را قطع خواهد کرد. دليل آنرا گفته است که دولت افغانستان به اندازه کافي اقدامي برای کاهش خشونت عليه زنان و همچنين مبارزه با فساد اداری نکرده است.

با اينکه برآورد جامعه بين المللي نسبت به افغانستان شديد بوده است، اما در 12 سال گذشته تغييرات زيادی در اين کشور به چشم مي خورد. بيشترين پيشرفت ها در عرصه های تعليم و تربيت و صحت و درمان بوده است. وقتي که حکومت طالبان سقوط کرد، دو صد هزار طفل به مکتب مي رفت که همه پسر بودند؛ اما حالا حدود 9 ميليون طفل هر روز به مکتب مي روند که 4/3 سه بر چهار کل اطفال را شامل مي شوند که در افغانستان در سن مکتب قرار دارند و %40 شاگردان مکتب دختر مي باشند.

خدمات صحي و درماني ابتدايي برای %85 از جمعيت افغانستان موجود است. البته سطح و کيفيت اين خدمات در مناطق مختلف بسيار از هم متفاوت است و بستگي به اين دارد که در شهرهای کلان باشد و يا در قريه های دور دست. در قريه های دور، دست يابي به خدمات صحي و درماني هنوز هم دشوار است و مثلا" برای ملاقات داکتر بايد مسافت طولاني را طي کرد.

در آغاز دهه 2000 نيمي از مرگ زود هنگام زنان در افغانستان ارتباط داشت به زايمان آنها، که در حال حاضر سه بر چهار 4/3 اين مشکل حل و برطرف شده است. همچنين زير ساخت های افغانستان بهتر شده است. بيست و چهار هزار 24000 کيلومتر سرک و جاده ساخته شده است. %85 از ساکنان افغانستان در مناطقي زندگي مي کنند که در آنجا خطوط تلفن مبايل فعال است و %36 در صد از خدمات انترنتي استفاده مي کنند. اقتصاد افغانستان با ميانگين ميانه %6 سالانه رشد داشته است. توليدات نا خالص داخلي چهار برابر افزايش يافته است. دو کشور چين و هندوستان به معادن و همچنين ذخاير گاز و نفت افغانستان سرمايه گذاری نموده اند. آقای سفير پاولي ياروينپا مي گويد: " جامعه افغاني خيلي قديمي و سنتي است، اما بسرعت در حال تغيير مي باشد. در آنجا جوانان طوری ديده مي شوند که گويا بکلي از کشور ديگرهستند. آنها تحصيل کرده اند و مبايل و کامپيوتر دارند." آقای ياروينپا مي گويد: جامعه جهاني مسئوليت کلان در آينده افغانستان دارد. کارها و موانع و مشکلات در افغانستان زياد است. تخمين مي شود که حدود يک بر چهار 4/1 جمعيت افغانستان هنوز هم با کمک غذايي زندگي مي کنند. به امور تعليم وتربيت هنوز هم بايد بيشتر توجه و کمک شود، به خصوص به آموزش تخصصي معلمان و آموزش دختران.

آقای ياروينپا تاکيد زياد روی زراعت و جنگلداری در افغانستان دارد. اين دو در افغانستان هنوز ضعيف است. " کمک از کانال همکاری انکشافي بسيار موثر و ارزشمند خواهد بود." (ياروينپا)

 عليرغم اينکه هيچ کس نمي خواهد جنگ ادامه پيدا کند؛ اما وقتي گفته مي شود که با گروه طالبان مذاکره شود، زنان افغان مي ترسند که دست آوردها و پيشرفتهای آنها در اولين گام بر سر ميز مذاکره قرباني شوند.

بنا بر گزارش جديد سازمان ملل، خشونت عليه زنان در سال گذشته نسبت به سال قبل آن %28 زيادتر بوده است. البته نسبت به اين افزايش، پيگرد قضايي آنها فقط %2 زياد تر از سال قبلش بوده است. آمار کشته شده ها و مجروحان زنان توسط گروههای شورشي به تناسب سال قبل از آن %60 افزايش داشته است.

خانم سيما سمر رئيس کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان در سفرش به لندن در آغاز ماه دسمبر، از آينده اظهار نگراني کرد. او گفت: " کارها در افغانستان به هيچ وجه آماده نيستند، که جامعه جهاني از اين کشور خارج شود." او همچنين اظهار داشت که جامعه جهاني اکنون در آخرين لحظات از حقوق زنان بدون پرده سخن مي گويد. " پس از لفافه گويي و احتياط بخاطر احترام به عنعنات و فرهنگ و مذهب." 

صداهای گروههای افراطي مذهبي که فشار سياسي مي آورند مانند گذشته به گوش مي رسند. پارلمان افغانستان تصويب کرد که سهميه  زنان را در شوراهای ولايتي از %25 به %20 کاهش دهد. اين رقم البته خيلي زياد نيست اما جهت و سمت آن منفي است. وزارت قضای افغانستان در خزان امسال قانوني را آماده کرد که در صورت  تصويب شدنش مي توانست قانون گذشته را برگرداند و جزای مرگ از راه سنگسار را برای فرد متاهلي که زنا کند مجاز بداند. وقتي که مدافعين حقوق بشر و کمک کننده های بين المللي در رسانه ها از اين قانون صحبت کردند و قضيه سر و صدا ايجاد کرد، طرح تهيه ای اين قانون متوقف شد و  لا اقل فعلا" به حالت تعليق در آمده است.

منبع اصلي متن به زبان فنلندی در وبسايت مجله ای سومين کواليهتي

Suomen Kuvalheti

http://suomenkuvalehti.fi/jutut/ulkomaat/aasia-tyynimeri/uusi-afganistan/

 

 

 

Quetta väsyi murha-aaltoon

کويته از موج کشتار خسته شده است

نويسنده مقاله: آقای ويللي سيميله نويسنده و تحليلگر بخش موضوعات خارجي نشريه هلسينکي سنومات

Ville Similä: ville.similä@hs.fi

ترجمه: حامد شفايي

تاريخ نشر: پنجشنبه 21.2.2013 در نشريه هلسينکي سنومات صفحه اول اخبار خارجي

کويته از موج کشتار خسته شده است

در اين شهر پاکستان نزديک به 400 نفر مسلمان شيعه امسال بقتل رسيندند.

خونهای جاری شده ای اقليت هزاره سبب اعتراض ها و اعتصاب ها در نقاط مختلف پاکستان شده است. مسئوليت حمله ها را گروه تندرو اسلامي سني " لشکر جنگوی" برعهده گرفته است که تابحال يا بطور عمدی و يا بدليل ناتواني اقدامي عليه آن نشده است.

بعضي وقتها آخرين گزينه آن است که برای انجام کاری هيچ کاری نکند. بسيار دشوار است که گزينه ديگری بجز از دفن نکردن اجساد عزيزان خويش برای نشان دادن نهايت تاثر و انزجار و اعتراض خود نشان داد.

در پاکستان تقريبا" هر روز انسان ها در حمله های تروريستي کشته مي شوند. اين روند تاثر بار شکل عادی را بخود گرفته است طوريکه اگر مثلا" بيست تن در حمله های تروريستي کشته شوند کدام خبر جدی و مهم در آنجا تلقي نمي شود؛ اما اينکه در يک حمله حدود 200 نفر کشته شود در پاکستان نيز تکان دهنده و خبر مهم بود.

انفجار بمب روز شنبه بازهم  شهر غربي پاکستان "کويته"  را  تکان داد. اين بمب بسيار بزرگ در بازار شهر در وسط روز، جان حد اقل 89 نفر را گرفت که بيشتر قربانيان از اقليت هزاره بود. صدای اعتصاب هزاره ها در برابر دولت، عدم خاکسپاری اجساد شان بود.

هزاره ها در پاکستان هم  از لحاظ قومي و هم از لحاظ مذهبي يک اقليت است. آنها شيعه مذهب هستند. از مجموع جمعيت 180 ميليوني پاکستان حدود %80 را مسلمان سني مذهب تشکيل مي دهند.

معلوم نيست که هزاره ها را چه کسي و چه گروهي مي کشد.حمله های شهر کويته را گروه سني مذهب افراطي بنام لشکر جنگوی برعهده گرفته است، يعني ارتش جنگوی. اين گروه نام خود را از شخصي بنام حق نواز جنگوی گرفته است که در سال 1990 توسط جنگجوی شيعه بقتل رسيد.

مسلمانان پاکستان بطور معمول در صلح و ارامش در کنار هم زندگي داشته اند. در دهه 1980 گروههای تندروی چون لشکر جنگوی تعصب و نفرت خود را در برابر شيعه ها به ادعای" داشتن مذهب غلط" آشکار ساختند. بنا بر نوشته ای جورنال تروريسم جنوب آسيا، پيشينه آن تلخ و ناگوار بوده است. بنا بر نوشته جورنال مذکور، شيعه ها در ايالت پنجاب پاکستان در پشت خيلي از ترورها قرار داشته اند، با اينکه اکثريت جمعيت آن ايالت مسلمانان سني مي باشند. يکي از دلايل تشديد برخوردها بوجود آمدن انقلاب اسلامي در ايران به رهبری آيت الله خميني در سال 1979 بود که يک حکومت مذهبي شيعه در همسايگي پاکستان است. اين انقلاب به شيعه های پاکستان روحيه داد و بر آنها تاثير گذاشت که در نتيجه سبب بوجود آمدن گروههای تندرو شيعه گرديد و در دهه 1990 شيعه ها و سني ها درگيريهای خونيني در برابر هم داشتند. فضای کنوني نيز چنين وانمود مي شود که در حقيقت ايران شيعه و عربستان سني از طريق گروههای تندرو هوادار خود در پاکستان باهم مي جنگند. اما حمايت ايران از گروههای تندرو شيعه در پاکستان بنا بر نوشته ای نشريه نيويورک تايمز اگر بکلي قطع نشده باشد، لا اقل ضعيف و کاسته شده است. اکنون وضعيت طوری نشان مي دهد که ترورها و کشتارهای شيعه ها شکل يکجانبه را بخود گرفته و تکرار مي شوند.

کشتارهای شيعيان بيشتر تمرکز در کويته و بر عليه هزاره ها يافته اند که در پنج سال اخير مطابق به آمارهای رسمي بيشتر از 750 نفر و تنها در سال جاری نزديک به 400 نفر کشته شدند. چرا؟ احتمالا" به اين دليل که هزاره ها در ميان شيعه ها از همه ضعيف تر و در موقعيت آسان قرار دارند.

در پاکستان سياست کردن به کمک گروههای تروريستي معمول است

حمايت و گرفتن امنيت يک اقليت کوچک در يک نقطه ای دور افتاده ممکن است بازی با دم چاقوی تيز يا خطر نابودی و از دست دادن موقعيت و قدرت سياسي اراکين قدرت باشد. ارتش پاکستان قدرتمند است و کودتای نظامي بخشي از سياست عادی در آنجاست. دست های لشکر جنگوی در گذشته در دست کشهای ابريشمي حفاظت شده اند، که از طريق شبکه ها و سازمانهای تروريستي در پاکستان سياست شده و مي شوند. نمونه ای  واضح آن طالبان افغانستان است که  سازمان استخبارتي ارتش پاکستان " آی. اس. آی" تا دهه 2000 از آن گروه حمايت و پشتيباني قوی ميکرد.

بمب بزرگي که درمنبع آب شهر کويته جاسازی شده بود، 800 کيلوگرام وزن داشت. بمبي به اين بزرگي را يقينا" خيلي دشوار است که از پست های بازرسي و چشم ها پنهان بماند، به نقطه ای مورد نظر انتقال داده شده و جاسازی گردد؛ کاملا" واضح است که کسي چشمان خود را بسته و آنرا ناديده گرفته است.

دوشنبه دولت پاکستان تصميم خود را اعلان کرد که اوضاع کويته چندان وخيم نيست که ضرورت به ارسال ارتش باشد. هزاره ها در اعتصاب خود خواهان عمليات ويژه ارتش عليه عاملان کشتارها شده اند.

قتل عام هزاره در پاکستان در مقياس سنجش نيز خيلي قابل توجه و گسترده است، طوريکه فراتر از دايره ای مذهبي اعتراض ها، اعتصاب ها، کمپاين ها را در گردهم آئيها، فضای فيسبوک، جمع آوری امضاها و اعصابهای غذايي در پي داشته است. با آن هم هيچ فرد پاکستاني باور نمي کند که اين خون ريزيها يکباره خاتمه يابد. اين عنوان  از نام يک فيلم گرفته شده است که چنين بود " در آنجا جنگ خواهد بود".

لينک اصل مقاله در نشريه هلسينکي سنومات:

http://www.hs.fi/paivanlehti/ulkomaat/Quetta+v%C3%A4syi+murha-aaltoon/a1361374795383